هزار گلخانه آواز استاد شجریان

موسیقی

پیام تسلیت استاد شجریان

استاد آواز ایران در سوگ زنده‌یاد جلیل شهناز پیام تسلیت داد.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، متن پیام به این شرح است:

«در دیار عشق

برگ زرین زیبایی آفرین دفتر تاریخ هنر به جاودانگی پیوست

خداوندگار تار، استاد جلیل شهناز آن یگانه دوران که نوای جانبخش سازش همواره سازگاری زمان با دلها بود،آهنگ سفر کرد.

این بار سازش به جا ماند اما کاروان دل‌ها را به یادگار خاطره‌ها با خود برد، و نواهای برخاسته از دلش را به نشانه دل‌های عاشق به جا گذاشت.

همیشه دوستش دارم ، کوچکترین خوشه چین گلستان هنرش؛ محمدرضا شجریان»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 15:51  توسط رهی واحدنژاد  | 

تسلیت

درگذشت استاد بی بدیل موسیقی ایران شهناز شهنواز را به جامعه هنری ایران زمین تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 8:7  توسط رهی واحدنژاد  | 

خلیج تا ابد فارس

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 15:14  توسط رهی واحدنژاد  | 

شادباش نوروز

درود بر شما هنردوستان گرامی

امیدوارم هر کجا هستید شاد و خرم باشید

فرا رسیدن نوروز را بر شما سروران تبریک عرض میکنم

ارادتمند شما

رهی واحدنژاد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 17:53  توسط رهی واحدنژاد  | 

جديد ترين اثر تصويري استاد محمدرضا شجريان منتشر شد

جديدترين آلبوم تصويري استاد محمدرضا شجريان از امروز(چهارشنبه 16 اسفند) روانه بازار شد.
به گزارش روابط عمومي شركت فرهنگي و هنري دل آواز، فیلم «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهنازبه سرپرستی مجید درخشانی»  شامل اجراهای تصویری «رندان مست» و «مرغ خوشخوان»  به کارگردانی محمدرضا هنرمند از سوي اين شركت منتشر شده‌است.
محمدرضا شجريان كه براي اجراي تور موسيقيايي «دلبر صنم» در خارج از ايران به سرمي‌برد، طي پيامي از ملت ايران خواست كه از كپي كردن اين اثر جديد خود داري كنند. استاد آواز ايران در ادامه تصريح كرد:«مردم ايران همواره حامي هنر و هنرمندان بود‌ه‌اند و از هموطنان عزيز خواهشمندم كه براي حمايت از هنر موسيقي از دانلود و كپي كردن اين دو آلبوم موسيقي خودداري كنند.»
بخش نخست این اثر تصویری «رندان مست» دردستگاه همايون است و شامل قطعات دیدار(آهنگساز: مجید درخشانی)، زنگ شتر(برگرفته از ردیف میرزا عبدالله)، ساز و آواز(غزل حافظ)، تصنیف چشم یاری(غزل حافظ، آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، ادامهٔ ساز و آواز(غزل حافظ)، تصنیف باد صبا(شعر: ملک‌الشعرای بهار، آهنگساز: حسام‌السلطنه مراد، تنظیم: مجید درخشانی)، آواز شوشتری(غزل سعدی )، چهارمضراب بیداد(آهنگساز: مجید درخشانی)، ساز و آواز(غزل سعدی)، تصنیف رندان مست(غزل مولانا، آهنگساز: مجید درخشانی) است.
بخش دوم این اثر «مرغ خوشخوان» ساخته محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور است كه شامل قطعات پیش در آمد شور(آهنگسازی محمدرضا شجریان/ تنظیم: مجید درخشانی)، ساز و آواز شور(غزل حافظ)، تصنیف پیام نسیم(غزل حافظ، آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، سازو آواز حجاز(غزل حافظ)، چهار مضراب شور(آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، تکنوازی سه تار، ساز و آواز مثنوی ابوعطا(غزل مولانا)، ساز و آواز دشتستانی(دوبیتی های بابا طاهر)، تصنیف مرغ خوشخوان(غزل حافظ، آهنگساز:محمدرضا شجریان، تنظیم:مجید درخشانی)، تصنیف مرغ سحر(شعر:ملك شعراي بهار، آهنگساز:مرتضی نی داوود، تنظیم:مجید درخشانی)  است. 
محمدرضا ابراهيمي(عود)، حامد افشاري( قيچك باس)، مهدي اميني(بم تار، رباب)، رادمان توكلي(تار)، سينا جهان آبادي(كمانچه)، مجيد درخشاني(تار)، حسين رضايي‌نيا(دف، دايره، مژگان شجريان(سه تار)، رامين صفايي(سنتور)، شاهو عندليبي(ني)، حميد قنبري(تنبك)، كاوه معتمديان(كمانچه)، مهرداد ناصحي(قيچك آلتو) نوازندگاني هستند كه محمدرضا شجريان را در اين دو اثر همراهي مي كنند. 
آلبوم تصويري «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز» متعلق به اجراي كنسرت تالار وزارت كشور است و آوا مشكاتيان به عنوان طراح گرافيك و عليرضا سلطاني به عنوان عكاس در اين اثر حضور دارند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 15:44  توسط رهی واحدنژاد  | 

پيام تسليت استاد شجريان

استاد همایون خرم، نوازنده و آهنگساز بزرگ، آن نیک سرشت نیک خوی، همچون نوای ساز و آهنگهای زیبایش به جاودانگی پیوست.

حیف و صد حیف که هر از گاهی یکی از فیروزه‌ها و تابش‌های فروغ مهر و هنر این سرزمین به خاموشی می گراید، سوگ آن عزیز در دل بیقرار بسی سنگین است و دردش بی درمان.

در این بی درمانی با خانواده و دوستدارانش همدردم.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 9:17  توسط رهی واحدنژاد  | 

درگذشت استاد خرم

درگذشت سازنده نغمه های ماندگار موسیقی ایران استاد همایون خرم را تسلیت عرض می کنیم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 20:46  توسط رهی واحدنژاد  | 

کنسرت محمد رضا شجريان و برادران پور ناظرى برگزار می شود

در آمریکا و کانادا؛
کنسرت محمد رضا شجريان و برادران پور ناظرى برگزار می شود

موسیقی ما - ندا انتظامی: چهره جديدى از اصالتهاى موسيقى ايران براساس ساخته‌هاي تهمورس وسهراب پورناظرى با صداى استاد محمدرضا شجريان و همراهى اركستر سازهاى ابداعى استاد شجريان در امريكا و كانادا به صحنه خواهد آمد. 

به گزارش كل پرفورمنسز(پنجمين ارگان بزرگ كنسرت گزار آمريكا) این نخستین بار است که استاد شجریان با برادران پورناظری، هنرمندان شناخته شده گروه شمس همکاری دارد. در اين گزارش از این برنامه به عنوان پنجره متفاوت از ایران برای مردم امریکا نام چبرده و از محمد رضا شجریان به عنوان یکی از 50 خواننده برگزیده تاریخ ضبط صدا به انتخاب ان پی آر رادیوملی آمریکا ياد كرده است.

اين تور آبان ماه و از شهر اورنج كانتى ايالت كاليفرنيا آغاز و در شهر هاى ديگر امريكاى شمالى ادامه پيدا خواهدكرد.
به نوشته این سایت، پورناظری ها ترکیبی مدرن موسيقيايي بر اساس خانواده سازهای زهی که ساخته استاد شجریان هستند را به وجود آورده‌اند.

در اين كنسرت ها نوازندگان چيره دست ايراني ، آمريكايي و اروپايي محمدرضا شجريان و برادران پورناظري را همراهي خواهند كرد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 8:30  توسط رهی واحدنژاد  | 

جشن تولد 4سالگی

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

امیدوارم که همیشه و همیشه سلامت باشید.

یک سال به عمر این وب اضافه شد و 4سالش تموم شد.

4سالی که فقط به عشق موسیقی ایران و خدمت به موسیقی ایران طی شد به قول شاعر بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم. ولی افسوس که این وب در آستانه 5 سالگی رخت عزای استاد کسایی را بر تن کرد.

اما امسال برای من سال خوبی بود در این سال به لطف خدا متاهل شدم و اینکه تونستم به کلاس استاد آقایی راه پیدا کنم که کلاس خیلی خوبی بود و استاد واقعا در علم موسیقی استثنایی هستند امیدوارم همیشه موفق باشند.

نکته مثبتی که امسال داشت این بود که استاد ایرج بعد سال ها آلبوم بیرون دادند اما افسوس که از لحاظ کیفیت خیلی پایین بود و مخاطب را نتونست راضی کنه.

اما به قول شاعر: ز دست محبوب ندانم چون کنم    وز هجر رویش دیده جیحون کنم

این شعر را گفتم که الآن فکر کنم 3 4 سالی شده که دلمون را خوش کردیم فقط به دیدن عکس های کنسرت استاد در خارج از کشور کی میرسه که عکس های کنسرت داخل کشور را ببینیم دیگه خدا داند.

بیش از این پر حرفی نمی کنم

موفق باشید و سر بلند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 9:24  توسط رهی واحدنژاد  | 

پیام تسلیت استاد شجریان بمناسبت درگذشت حسن کسایی ...

محمدرضا شجریان با انتشار پيامي درگذشت استاد حسن كسائي ـ نوازنده‌ي ني ـ را تسليت گفت. متن اين پيام به شرح ذيل است:

«خداوندگار نی و موسیقی، آن نابغه‌ی دورانها و یگانه‌ی تاریخ هنر، استاد حسن کسایی در ناباوری دوستان و دلباختگان هنرش چه دردناک از میان مان رفت و آتشی به دلها مان زد. جای آن بزرگمرد هنر برای همیشه خالی خواهد بود. به همسر وفادار و فرزندان داغ پدر دیده‌اش صدها درود می‌فرستم، باشد من و خاندانم را، همراه همکاران و دیگر هنرمندان و ارادتمندان هنرش در غم خود شریک بدانند.»
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 23:14  توسط رهی واحدنژاد  | 

آلبوم قصه زندگی ایرج

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

امیدوارم که همیشه شاد باشید و تندرست.

خیلی وقت بود که سایت های مختلف روی آلبوم جدید ایرج تبلیغ می کردند که استاد بعد از سال ها دوری آلبوم جدید دارند آماده می کنند و .... این آلبوم جدید در ژانر پاپ هست با ۸ آهنگ که ۷آهنگ ترانه هست و یکی هم آواز.

اما استاد ایرج یک سوال از شما داشتم. چه چیز این ۷ترانه باعث شد که شما تمایل پیدا کنید بعد از این همه سال دوری این آلبوم به شدت ضعیف را بخونید. آیا شما به طرفدارانتون که لحظه شماری می کردند تا شما یک آلبوم جدید بیرون بدید اینطور احترام قائل میشید. نمیخوام خدای ناکرده به طرفداران آقای عباس قادری جسارت کنم اما سطح بعضی از ترانه ها از سطح آقای قادری هم پایین تر بود.

آیا این تنظیماتی که در این آهنگ ها شده اصلا در شان نام ایرج هست؟

به خدا که سلیقه پسر یعنی احسان خواجه امیری بسیار بسیار بالاتر از این آلبومه.

آیا استاد ایرج با آن سابقه درخشان در گلها باید اینچنین آلبومی بیرون بده.

یک مسئله دیگری هم که هست حالا اصلا چرا پاپ؟

استاد ایرجی که با آواز دلنشین خودش آدم را از خود بیخود میکرد با این آلبومش باز هم از خود بیخود میکنه با این تفاوت که در قدیم با فضا و روح عرفانی آدم را از خود بیخود میکرد اما این آلبوم با رقصیدن آدم از خود بیخود میشه.

واقعا باید آسیب شناسی بشه که چرا جدیدا حوانندگان سنتی رو به پاپ آوردند. افتخاری و اکنون هم ایرج.

جدا دارم میگم به شدت از ۲۵۰۰ تومانی که دادم به این آلبوم به شدت پشیمون هستم.


برچسب‌ها: ایرج, قصه زندگی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 12:22  توسط رهی واحدنژاد  | 

آقای افتخاری، اجازه هست من زن بگیرم؟

شهرام شکیبا طنز پرداز ، در واکنش به اظهارات جدید علیرضا افتخاری خواننده موسیقی با زبان طنز خود نوشتاری را در خبر آنلاین با زبان طنز قرار داده است که بی مناسبت ندیدم آن را با شما عزیزان قسمت کنم :

شکیبا، شهرام - اگر بگویم علیرضا افتخاری، بزرگ‌ترین خواننده تاریخ موسیقی ایران از سال 88 تاکنون است، خواهید گفت احتمالاً از نظر خبرگزاری «فارس». در حالی که بنده خواهم گفت: دقیقاً همین‌طور است...

افتخاری قبلاً هفته‌ای یک آلبوم موسیقی منتشر می‌کرد ولی حالا نمی‌تواند. او خدای نکرده مریض نشده، فقط وقت ندارد. شغل اصلی افتخاری الان گفت‌وگو با خبرگزاری فارس است و در حاشیه این شغل شریف گاهی هم به خوانندگی می‌پردازد. این گفت‌وگوکننده خوب کشورمان در اثر هفته پیشش به خبرگزاری فارس گفته بود: «برخی از هنرمندان هستند که با زیرپا گذاشتن اخلاق و به سبب آشنایی، با فرد دیگری که از همسرشان جوان‌تر و زیباتر است ازدواج می‌کنند و گاهی این اتفاق به عدد سه می‌رسد و برخی با جدا شدن از همسر دوم سراغ سومی می‌روند. معتقدم چنین شخصی سازش شنیدن ندارد. چه بسا در عرصه موسیقی افرادی بودند که با رفتن به این راه، موفقیت را از خود سلب کرده‌اند.»

بزرگ‌ترین خواننده تاریخ موسیقی ایران در دو سال اخیر در اثر این هفته‌اش که گفت‌وگوی تازه‌تری با خبرگزاری فارس است، گفته منظورش چیز دیگری بوده و اصلاً گفته است: «برخی‌ها با اولین آلبوم خود زن‌شان را طلاق می‌دهند.»
همان‌طور که ملاحظه می‌فرمایید این دو نقل‌قول به جهت شباهت فراوانی که به هم دارند، دچار تحریف شده‌اند، اما اینها اساساً چیزی از ارزش‌های درس بزرگ اخلاقی ایشان کم نمی‌کند.
1- تعداد همسران نوازندگان چه ربطی به شیوه انگشت‌گذاری روی پرده‌های تار یا سرعت مضراب‌زدن در سنتور یا فوت کردن توی نی دارد که ساز نوازنده چندهمسره را از چشم و گوش جماعت می‌اندازد؟
2- لطفاً زودتر اهالی موسیقی عکس و مشخصات و تعداد محارم‌شان را برای این خواننده چشم‌پاک و ارزشی ارسال کنند تا هفته آینده اعلام کنند آثار چه کسانی را گوش کنیم.
3- آیا اختیار کردن همسر جدید در کیفیت کار شاغلین مشاغل دیگر هم اثر دارد؟ یعنی مثلاً اگر یک تاکسی دربست بگیریم که از میدان «جمهوری» برویم به میدان «آزادی»، راننده دوزنه ما را در میدان «اعدام» یا «توپخانه» پیاده می‌کند؟
4- ایشان فرموده‌اند: «برخی‌ها» با اولین آلبوم‌شان از زن‌شان جدا می‌شوند. این یعنی که «خیلی‌ها» هم جدا نمی‌شوند. خب این قاعده که در همه موارد موجود است و بر همین اساس می‌شود گفت:
- برخی‌ها بعد از خوردن هویج‌بستنی زن‌شان را طلاق می‌دهند.
- برخی‌ها که ماهواره نگاه می‌کنند، زن‌شان را طلاق می‌دهند.
- برخی‌ها که «نیلوفرانه» را گوش می‌کنند، از همسرشان جدا می‌شوند.
- برخی‌ها تا به اولین محضر می‌رسند، زن‌شان را طلاق می‌دهند.
- برخی‌ها در دولت خاتمی زن‌شان را طلاق دادند.
5- خوب است آقای افتخاری جزو آن برخی‌ها نیست وگرنه با این تعداد آلبومی که دارند، باعث می‌شدند برخی‌ها بعد از آلبوم اول‌شان برای تجدیدفراش مجبور شوند بروند از چین برای خودشان همسر وارد کنند.
6- می‌گویند یک بنده خدایی وصیت کرده بود: «من از شب اول قبر می‌ترسم، لذا مرحمت فرموده من را شب دوم دفن کنید.»
بر همین منوال باتوجه به اینکه آقای افتخاری خیلی نگران رواج طلاق بین اهالی موسیقی بعد از آلبوم اول هستند، پیشنهاد می‌شود وزارت ارشاد ترتیبی اتخاذ کند که کسی «آلبوم‌ اول» منتشر نکند و همه با آلبوم دوم‌شان شروع کنند.



لینک منبع : خبر آنلاین

http://www.khabaronline.ir/detail/209937/weblog/shakiba

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:58  توسط رهی واحدنژاد  | 

برای استاد شجریان

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسسته باران خورده پاک...

این تصنیف برای ما ایرانی ها مخصوصا دوستدارن استاد شجریان مانند نوای ربناست. همانطور که تا ربنای استاد را در ماه مبارک رمضان هنگام افطار گوش ندیم احساس کمبود می کنیم هنگام تحویل شدن سال هم این تصنیف را اگر گوش ندیم همان احساس کمبود را خواهیم کرد.

کمتر هنرمندی پیدا میشه که اینگونه برای تک تک لحظات مخاطبش اثری برای شنیدن داشته باشه. هنگام افطار ربنا، هنگام تحویل سال بوی باران، هنگامی که از سردی روزگار دلسرد میشیم زمستان است، و خیلی خیلی لحظات دیگر که فریاد ، زبان آتش ، مرغ سحر و ... به داد ما می رسند و استاد چقدر زیبا رسم عاشقی را با عاشقانه هایش به ما آموخت. الحق که واژه استاد برازنده چنین گوهری است.

و ما دوستدارانت استاد عزیز اکنون که به نازنینی چون تو اجازه ورود به زادگاهت را نمی دهند مانند سال گذشته دل خوش به پیام شاد باشت هستیم تا سال 91 را مانند سال 90 با انرژی زیاد آغاز کنیم چون بر این باوریم که "سالی که نکوست از بهارش پیداست".

دوستان عزیز قلم بسیار ضعیف من را به بزرگواری خود ببخشید. اصلا قلم خوبی ندارم اما چند روز پیش وقتی که به لطف فیسبوک موقعیتی پیش آمو که تونستم با دوست فرهیخته جناب آقای صحافی صحبت کنم ایشان گفتند که  هر چه می خواهد دل تنگت بگو و من هم گفتم.

با آرزوی سالی خوش و پربار برای شما و آرزوی اینکه خدا در این سال به همه سلامتی ببخشه و وجود نازنین استاد را سلامت نگه داره.

ارادتمند

رهی واحدنژادهزار گلخانه آواز


برچسب‌ها: استاد شجریان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 23:56  توسط رهی واحدنژاد  | 

تسلیت

درگذشت استاد ذوالفنون را به همه هنر دوستان تسلیت عرض می کنم.

ای وای...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 23:52  توسط رهی واحدنژاد  | 

آلبوم جدید همایون شجریان و گروه «دستان» منتشر شد

«ای جان جان بی من مرو»، آلبوم جدید گروه «دستان» به‌خوانندگی همایون شجریان و آهنگسازی سعید فرجپوری امروز بیستم اسفند ۹۰ منتشر شد.

نوازندگان گروه دستان را در این آلبوم حمید متبسم (تار)، پژمان حدادی (تنبک و بم‌دایره)، بهنام سامانی (دف و دایره) و سعید فرجپوری (کمانچه) تشکیل می‌دهند. همچنین شهرام غلامی (عود)، رضا آبایی (قیچک) و پویا سرایی (سنتور) به‌عنوان نوازندگان مهمان، در خلق این اثر با گروه دستان همکاری نموده‌اند. تنظیم و طراحی سازهای کوبه‌ای به‌عهده‌ی پژمان حدادی بوده است.

قطعات این آلبوم، به ترتیب به شرح زیر است:

۱. تصنیف «بی من مرو» شعر مولانا
۲. ساز و آواز «رها نمی‌کند ایام» شعر سعدی
۳. تصنیف «آن دلبر من» شعر مولانا
۴. قطعه‌ی لزگی
۵. ساز و آواز شکسته «دست به‌جان نمی‌رسد» شعر سعدی
۶. تصنیف «شب ستاره‌کش» شعر سیاوش کسرایی
۷. قطعه‌ی ضربی
۸. ساز و آواز «دست بنه بر دلم» شعر مولانا
۹. تصنیف «طرب منم» شعر مولانا

طراحی گرافیک را مژگان شجریان و خطاطی نام آلبوم را استاد یدالله کابلی انجام داده‌اند. این آلبوم توسط حمیدرضا ملکی و سمیه حبیبیان در استودیو «آفتاب عالم‌تاب» ضبط شده و ارُد انزابی‌پور میکس و مسترینگ دیجیتال را بر عهده داشته است.

گفتنی‌ست پس از «قیژک کولی» و «خورشید آرزو»، این سومین آلبوم مشترک همایون شجریان و گروه دستان است که روانه‌ی بازار موسیقی می‌شود. دو آلبوم قبلی که توسط شرکت Celestial Harmonies در بازار جهانی منتشر شده، توانسته بود جایزه‌ی Worldmusic را از کمپانی معتبر نقد صفحات موسیقی آلمان به‌دست آورد.

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

برای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنیدبرای دیدن عکس در اندازه‌ی اصلی کلیک کنید

 

منبع: وبلاگ طرفداران همایون شجریان


برچسب‌ها: همایون شجریان, آلبوم ای جان جان بی من مرو, گروه دستان
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 20:49  توسط رهی واحدنژاد  | 

پیام تبریک استاد شجریان به اصغر فرهادی

جناب اصغر فرهادی


در این زمانه استعدادکش هنرستیزی که همه درها به روی هنرمندان و... نویسندگان و سینماگران آزاداندیش جز یک در بسته است شما و همکارانتان با دست خالی شیرین کاشتید و شگفتی آفریدید و جایزه ارزنده اسکار فیلم زیبای جدایی نادر از سیمین را در سال ۲۰۱۲ با همه رقابتهای تنگاتنگ سینماگران جهان برای مردم خود به ارمغان آوردید.
جناب فرهادی شما با کارگردانی و تهیه این فیلم، وجدان و شرف طبقه تنگدست مردم نجیب ایران را به جهانیان شناساندید که به مراتب از دریافت جایزه اسکار مفیدتر بود.
درود به شرفت، درود به پشتکار و شهامتت. مفتخرم به یکایک همکاران شما و بازیگران که شگفتی آفریدند، سرکارخانم لیلا حاتمی، ساره بیات، سارینا فرهادی و جنابان پیمان معادی، شهاب حسینی و شهبازی و فیلم بردار آقای محمود کلاری آفرین و تبریک بگویم.


سرفراز و برقرار باشید

محمدرضا شجریان

برچسب‌ها: استاد شجریان, اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, اسکار
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 0:3  توسط رهی واحدنژاد  | 

تقدیم به اصغر فرهادی

با تمام وجودم دوست دارم و داریم اصغر فرهادی عزیز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سر چشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده باشی و جاودان


برچسب‌ها: اصغر فرهادی, اسکار
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 21:48  توسط رهی واحدنژاد  | 

به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار

به مناسبت سالروز میلاد شوالیه موسیفی ایران

به احترام آقای پاواروتی، خبـــــر......دار

در تقویم موسیقی ایرانی روزهایی هست که نباید از آنها به سادگی گذشت ، سالروز میلاد هنرمندان و یاد بود پرواز این بزرگان هر دو به اندازه یکسان خوشایند و ناگوارند . در برخی روزها هنرمندانی دیده به جهان گشوده و ظهور نموده اند که حضورشان اتفاقی نو ، مبارک و میمون برای موسیقی بوده است و در نقطه مقابل روزهایی نیز بوده اند که از دست دادن هنرمندان و اساتید موسیقی لطمه بزرگی به این هنر والا وارد نموده است ؛ هر گاه یادی از هنرمندانمان که از دست شده اند میکنم به ناگاه دو هنرمند بزرگ موسیقی که هر دو غریبانه ودر اوج از میان مان وداع گفتند را در ذهن بیاد می آرم ، پرویز یاحقی و پرویز مشکاتیان .. آن دو مظفران و فاتحان موسیقی ایران زمین که چونان نامشان در موسیقی ایرانی زمین پیروز و عزیز بودند ، هر چند زود برفتند و آتش عشق خود را در جان عاشقانشان شعله ور ساختند ... یادشان گرامی باد

 

از طرفی میلاد دگر بزرگان هنر اصیل ایرانی ، داغ از دست دادن این عزیزان را اندکی التیام میبخشد . پرداختن به این عزیزان در زمان حیاتشان و ارزش گذاری به آثار آنها و نیز یادکردن این سرمایه های عظیم فرهنگ و هنر ایرانی با برگزاری یادبودها و بزرگداشتهایی برای آنها امریست ضروری تا همواره در عرصه فعالیتهای هنری خود خوش درخشند و چون یاحقی و مشکاتیان در کنج خانه خود و در بی خبری مسئولان فرهنگی و حتی دوستان که شب را به صبح نرساندند و با زندگی سراسر هنری و پر افتخار خود وداع ننمایند …اگرچند مسئولان فرهنگی گامهایی در جهت بزرگداشت هنرمندان از دست رفته مان چون مشکاتیان و بسطامی داشته اند و چنین مراسمی را در تقویم سالیانه خود درج نموده اند که کاریست بس نکو ، اما جای سئوال اینجاست که چرا مراسمی اینچنین پس از مرگ عزیزان برگزار میگردد ؟ و چرا جشنواره ها و بزرگداشتهایی از این دست در زمانی که هنرمند در قید حیات است برای وی انجام نمیگیرد تا خود به ارزش والای هنری خود پی برده و امیدوارانه  قدمهای خود را در ادامه اهداف والای خود مستحکم تر گذارد ؟ بسیارند از این دست هنرمندان معاصر ایران زمین ( در تمام عرصه ها ) که همواره بدون ادعا و بدور از جنجال و هیاهو فعالیتهای هنری خود را دنبال نموده و با تولید آثار فاخر هنری  درخشش در عرصه های بین المللی نام وطن خود را در ممالک غرب و شرق بر سر زبان اهالی هنر جاری میسازند ، اما دریغ و صد افسوس که بارها شاهد گشته ایم حتی رسانه ها نیز به افتخار آفرینی هنرمندان نپرداخته اند تا چه رسد به تقدیرو برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود این عزیزان . هنرمندان بسیاری در موسیقی ایران مایه سربلندی نام وطن در نقاط مختلف این کره خاکی گشته اند از یونسکو گرفته تا دریافت بزرگترین نشان فرهنگی جهان اما هیچگاه آنچنان باید بر آنان توجه نگردیده است . یکی از این هنرمندان نام آشنا که نامش بر مردم ایران زمین نا آشنا نیست و هیچ کس هنر وی و زحماتش برای اعتلای موسیقی ایرانی در جهان را نمیتواند انکار نموده ونادیده بگیرد شهرام ناظریست ، هنرمندی از ملک کرد، زاده 29 بهمن 1328 در کرمانشاه ؛ استاد موسیقی دستگاهی و مقامی ایرانی ،فردی که هیچگاه وطنش ، زادگاه شیران و دلیران ، دیار کرد را فراموش نکرده و در تمام کنسرتهایش در جای جای جهان اشعار زیبای کردی را با لحن حماسی اش بیان میکند ، آنچنان که چون منی نا آشنا با زبان کردی چنان ارتباط عمیقی با شعر و موسیقی محلی او بر قرار میکنم که توگویی اشعار با زبان مادری ام خوانده میشوند . او متخصص بیان صحیح شعر است و احساس خود را چنان زیبا با حرکاتش از درونش برون کشیده و به مخاطب انتقال میدهد چنان که عاشقانش را مست و مدهوش از صدایش میکند .

هنرمندی که نامش بارها و بارها در جهان درخشید :  دریافت بهترین جایزه موسیقی عرفانی در مراکش ، دریافت جایزه " اسطوره زنده " از معتبرترین دانشگاه جهان دانشگاه یو سی ال ای کالیفرنیا ، دریافت نشان " هنرمند برتر آسیا " ازطرف مجمع آسیا سوسیاتی و تقدیر بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد از وی ، دریافت لقب " پاواروتی ایران " از سوی مطبوعات آمریکا ، دریافت معتبر ترین نشان فرهنگی جهان با عنوان لژيون دونور که بزرگانی چون جورج مارشال ( وزیر خارجه آمریکا ) , آتا تورک ( بنیانگذار جمهوری ترکیه ), کاولین پاول ( وزیر امور خارجه آمریکا ) , پروفسور محمود حسابی ( فیزیکدان ، سناتور ، وزیر آموزش و پرورش دوران مصدق) , آدوین آرمسترانگ ( مهندس برق و مخترع ) , گابریل گارسیا مارکز ( رمان نویس ) , سلین دیون ( خواننده ) رومن رولان ( نویسنده ) , شیرین عبادی ( حقوقدان و قاضی و برنده جایزه صلح نوبل ) , زین الدین زیدان ( فوتبالیست فرانسوی ) , آکیرا کوروساوا ( کارگردان ژاپنی ) , استیون اسپیلبرگ و کلینت ایستوود ( هر دو کارگردانان آمریکایی ) و... با وی هم نشان بوده اند ، دریافت " نشان طلایی سماع بارگاه مولانا " از دست نواده مولانا ، دریافت لوح سپاس از شهرداری شهر ایراوین کالیفرنیا به پاس قدر دانی از وی در ترویج پیام معنوی صلح در قالب موسیقی ، نامگذاری روز 25 فوریه 2006 به نام " شهرام ناظری "  توسط رئیس شورای شهر سن دیه گو ، اهدای لوح سپاس کنگره آمریکا و تقدیر از او ، دریافت تقدیر نامه از سوی دانشگاه هاروارد به دلیل نقش موثرش در معرفی مولوی و در انتها دریافت " کلید طلایی شهر خوی و مقبره شمس "در جشنواره بین المللی شمس تبریز ...

از مطالعه و مشاهده این همه نشان پر افتخار که تنها توسط یک فرد دریافت گردیده است ، از طرفی شور و شعف وجودم را فرامیگیرد و بر ایرانی بودن خود میبالم و از سویی تاسف میخورم که در میان اینهمه نامهای پر زرق و برق تنها یک نام مختص کشوریست که شهرام ناظری زاده آن است ، و این بدان معنیست که تنها یکبار آنهم در مراسمی که به هیچ وجه نه در شان شهرام ناظری بود و نه هیچ هنرمندی دیگری بود ، از وی در شهر خوی تقدیر گردیده است ، همین ...

در کنار این همه اسامی پر مغز و افتخار آمیز آیا شرم آور نیست که جشنواره ای ویا بزرگداشت و یابودی برای ناظری و هنرش ، آنطور که لیاقتش را دارد در کشور برگزار نگردیده است ؟ زمانی که بیژن پاکزاد یکی از مطرح ترین  طراحان و تولیدکنندگان لباس در آمریکا از شهرام ناظری درخواست میکند تا لباس مراسم دریافت شوالیه اش بتوسط کمپانی معتبر بیژن ، بر تنش خود نمایی کند باید بر ایرانی خود افتخار نمود یا از سر شرمساری چشم بر زمین دوخت ؟

روی سخنم با مسئولان فرهنگی است که زمانی که صحبت از فعالیتهاشان در دوره ای که بر مسند ریاست تکیه داده اند میشوند چنان بادی بر غبغب خود انداخته و سخن از افتخارات کسب شده مینمایند که آنکس که نداند میپندارد چه شق القمری راه انداخته اند ، با آنهایی که هر گاه لب به سخن میگشایند خود را پرکارترین و بهترین مدیر تاریخ ایران زمین از زمان پیدایش تا ابدالدهر میدانند :" آیا باید همواره هنرمندانمان توسط غربیها تقدیر گردند ؟ آیا ما روش ستایش از این بزرگان و فرهنگ سازان تاریخ ایرانی را نیاموخته ایم و یا اینکه خود را به خواب چندین ساله فروبرده و خود را به ندیدن زده ایم ؟"  دوستان ظاهراً فرهنگی ! مسئولان محترم نمیدانم هنرمند دوست و نیز هنر شناس ! چند بار آنطور که شایسته هنر هنرمندان مان است از آنها تقدیر کرده اید ؟ به نظر شما اینهمه افتخار آفرینی تنها توسط یک فرد در دنیا برای ایران ( همان کشوری که شما مسئول محترم یکی از نهادهای آن هستید )شایسته یک تقدیر نیست ؟

بیان این سخنان و نگارش این سیاهه نه از برای آن است که صرفاً به شهرام ناظری توجه بیشتری گردد که هدف توجه بر عموم هنرمندان زحمتکشی است که در این راه محاسن سپید کرده و مرارتها کشیده اند ، که شهرام ناظری بهانه ای گشته است تا به مناسبت سالروز میلادش این بار نه مدحش گوییم که بسیارند ادیبانی که با ادبیات خود حمد هنر هنرمندان نموده و می نمایند. جدایی از نکویی عمل پاسداشت و ستایش سالروز میلاد هنرمندان عزیز بتوسط اهل قلم ، اما آیا همین سخنان در مقاطع خاصی از سال برای تمجید از هنر والای بزرگان مان کافیست؟

اگر چند در این دوران گوشه نشینی هنرمندان و عدم حمایتهای معنوی مسئولان ظاهراً فرهنگی کشور ، چنین مدیحه گویی ها نیز غنیمتی است عظیم تا هنرمند بداند هنوز زنده است ! و نفس میکشد و او را یارای خیزشی دوباره است تا اثری ماندگار را برای علاقه مندانش خلق کند و پی برد که هواخواهانش هنوز بی شمارند و کم نیستند ...

بارها و بارها فریاد بر آورده ایم که هنرمندانمان را ببینید و بر آنها توجه نمائید ؛ جلیل شهناز بزرگ خداوندگار تار ایران زمین پیر و فرتوت گشته است و در گوشه ای در حال گذران عمر است ؛ حسن کسایی حال و روز خوشی ندارد ؛ کسی سراغی از بهمن رجبی نمیگیرد و دیگر خبری از سخنان تیز و برنده وی نیست ؛ ناظری و شجریان و علیزاده و حتی محمد رضا لطفی و بزرگانی از این دست نیز تنها زمانی نامشان در روزنامه ها و تارنماها منعقد میگردد که خبر اجرای کنسرت ، همنشینی با یکدگر ، انتشار اثر ، لغو کنسرت ، عدم صدور مجوز آلبوم و یا اظهار نظری در مورد مسائل روز مرتبط و یا غیر با هنر را از آنها بشنویم و بخوانیم .

رسانه ملی مان نیز ، تبدیل به محلی گشته است تا با پخش صدا و تصویر خوانندگان درجه چندم موسیقی پاپ آنها را در رسیدن به شهرت و اعتباری یک شبه یاری نماید ، نه خبری از تولید برنامه های هنری فاخر است و نه تجلیلی از چهره های ماندگار واقعی در موسیقی ، آندسته افراد مورد علاقه تجلیل شده به عنوان چهره های ماندگار نیز ماندگاری چندانی نیافتند و این نشان از عدم جاودانگی آنها در بین هنر دوستان واقعیست اگرچند صدا و سیما نیز این دسته را ،  جاودانه ترین چهره های تاریخ هنر معرفی نماید .

البته بایستی اعتراف نمود که در این میان خود نیز مقصریم ، بسیارند موسیقی نویسانی که روزها و ماههاست فرصتی را برای نگاشتن مطلبی موسیقایی نیافته اند ؛ گویا قلمها نیز در این روزهای سرد زمستانی یخ زده اند ... تنها امید است که همگان را چشم انتظار بهبود اوضاع گذاشته چرا که بر امید است که همه زنده ایم ، ما نیز امید داریم ..

اما ناظری بزرگ ...

او 62 ساله شد و یک سال نیز از عمر هنری خود را هر چه پر بارتر چونان گذشته گذراند ، تمرکز جدی بر روی اشعار حماسه سرای بزرگ ایران زمین فردوسی ، و آواز خوانی وی در داخل و خارج از کشور باعث گردید نام شوالیه این بار با حکیم فردوسی گره خورَد  . اما اتفاق مهم هنری ای که میتوان از آن به عنوان نقطه عطفی در موسیقی ایرانی یاد نمود همنشینی مجدد حسین علیزاده و شهرام ناظری و اساتید موسیقی ایرانی بایکدیگر و اجرای کنسرتهای متعدد موسیقی در کشور بود آرزویی که هواداران و علاقه مندان موسیقی اصیل ایرانی سالها در انتظار تحقق اش بودند بواسطه این دو بزرگ به وقوع پیوست .  شوالیه ،  همچنین آلبوم امیرکبیر را با آهنگسازی پژمان طاهری منتشر نمود ، این آلبوم اگر چند چونان سفر عسرت توجه همگان را بر نیانگیخت با اینحال بسیاری از کارشناسان بر ای باور بودند صدای شهرام ناظری باعث پوشاندن ایرادات بسیار آهنگسازی در این آلبوم موسیقی گشته بود .

هر گاه قصد آن داشته ام تا از شهرام ناظری مطلبی بنگارم نتوانسته ام بر احساسات خود چیره شوم و برایش مدیحه سرایی نکنم ، چرا که خود را مدیون صدایش میدانم . نه تنها خود که بسیاری از علاقه مندان به ایشان موسیقی ایرانی را به واسطه او شناخته و علاقه مند گشته اند ؛ گل صد برگ اش هنوز هم یکی از پر طرفدارترین آلبومهای موسیقی ایرانیست که باعث آشتی و آشنایی بسیاری از جوانان ، از دهه شصت تاکنون با موسیقی اصیل ایرانی گشته است .

موسیقیدانان قبل از انتشار این آلبوم تمایل چندانی به استفاده از ساز سه تار نشان نمیدادندو در صورت استفاده نیز به صورت معدود بوده و گاهاً استفاده از این ساز به تکنوازیها منحصر میگشت . پس از اجرای این اثر که مهرداد ترابی نویسنده نامدار کتابهای متعدد آموزش سه تار از آن به عنوان " انقلاب موسیقی ایرانی " یاد میکند میزان توجه موسیقیدانان به استفاده از این ساز در کنسرتها و نیز آثارشان به وضوح نمایان گشت و جوانان بسیاری علاقه مند به یادگیری این ساز گشتند . زمانی که در نخستین اجرای این اثر در سال 1354 در منزل دکتر نظام الدین نائینی شهرام ناظری بنا به درخواست مرحوم غلامحسین بنان آوازی از این اثر را میخواند : چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون ... مرحوم بنان ( با آن غرور معروف و همیشگی خود ) از شعری که ناظری جوان انتخاب کرده شگفت‌زده می‌شود و به وی توصیه می‌کند که : « این شعری که انتخاب کرده‌ای پر از خون است و تخته پاره و موج و دریا و نهنگ و ...، هر چقدر خوش بخوانی این الفاظ و وزن شعر مانع اثرگذاری آواز تو می‌شوند » اما پس از آنکه سالها بعد ناظری همان آواز را بر روی ساخته ای رضا قاسمی ( هر کجا هست خدایش به سلامت دارد ... ) اجرا نمود مقبولیت این اثر در بین علاقه مندان و جوانان آنچنان گشت که شاید مرحوم بنان هیچگاه چنین تصوری را در ذهن اش نمیتوانست داشته باشد ...

جفاست اگر بخواهیم تنها آلبوم تاثیر گذار شوالیه را گل صدبرگ بنامیم ، صدای سخن عشق ، حیرانی ، در گلستانه ، زمستان و... دهها اثر برتر وی نام این بزرگمرد موسیقی ایرانی رادر فهرست برترین تاریخ سازان موسیقی ایرانی قرار داده است .

بحق میتوان احساس شهرام ناظری را در زمان اجرای موسیقی ، یگانه توصیف کرد ، احساسی که با صدای رقاصانه اش زمانی که گاه لبانش مالامال از ناله های بد عهدی دوران است و گاه سرشار از عطر گل و بوی مهربانیست عقل را ازهر سری میرباید ؛ آن زمان که واران ترش میکند و لای لای گویان کودک هم زبانش را به رویایی شیرین فرو می برد باید ایمان آورد بر صدای جادویی اش ، اگر چند در دوره نهادن القاب پر طمطراق بر هر نوازنده و خواننده ای نوکیسه  ، استاد ، مبدل به واژه ای گشته که مفهوم اصلی خود را از دست داده است اما فی الواقع شهرام ناظری بزرگ این اسطوره زنده موسیقی ایران زمین فردیست که لقب استاد بدون چون و چرا لایق اوست .

سالروز میلاد پاواروتی موسیقی ایران را بر وی تهنیت عرض میکنم و آرزومندم سایه بزرگانی چون استاد شهرام ناظری بر سر موسیقی ایران سالیان سال مستدام و پایدار باشد و امیدوارم روزهای آینده ایامی خوش برای موسیقی ایران وهنرمندان آنها باشند...

 

محمد جواد صحافی
 
۲۹ بهمن ۱۳۹۰

برچسب‌ها: استاد ناظری
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 14:22  توسط رهی واحدنژاد  | 

سالگرد مادرم

ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد
به وداعي دل غمديده ما شاد نکرد
دل به اميد صدايي که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در اين کوه که فرهاد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدين راه بشد يار و ز ما ياد نکرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 23:34  توسط رهی واحدنژاد  | 

تشکیل انجمن موسیقی

سلام دوستان عزیز

در حال تشکیل انجمنی هستیم برای حمایت از موسیقی دان ها و نوازندگان بدین صورت که هر کس نوازنده سازی است یا خواننده است با دادن حق عضویت عضو این انجمن میشه و در آینده که خواست کنسرتی برگزار کنه یا آلبومی بیرون بده مورد حمایت مالی این انجمن قرار بگیره. به طوری که این انجمن از خود اعضا پول جمع میکنه و همون پول را برای خود اعضا دوباره خرج میکنه. و نکته ای که باید توضیح بدم اینه این انحمن یک نهاد کاملا مردمیه و پول و سودش توی جیب هیچ کس نخواهد رفت فقط باید چند نفری جمع بشن و هیئت موسسی را تشکیل بدن و اون هیئت موسس اساس نامه ای را تدوین کنه که بتونه در وزارت ارشاد ثبت بشه تا رسما شروع به کار کنه.

حالا درخواست من از شما اینه که شمای نوازنده یا خواننده درخواست یا نیازتون از چنین انجمنی چی هست؟ لطفا نظر خود را کامل و شفاف توضیح بدید تا به ما در تدوین اساس نامه کمک کنید.

با تشکر

رهی واحدنژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 23:55  توسط رهی واحدنژاد  | 

جدایی نادر از سیمین

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

واااااااااااااااااااااااااااااااای خدا چقدر خوشحالم وااااااااااااااااااااااااااای اصغر فرهادی چقدر دوست دارم

جدایی نادر از سیمین برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان گلدن گلوب شد وااااااااااااااااای.

به تک تک شما عزیزان تبریک میگم


برچسب‌ها: اصغر فرهادی, جدایی نادر از سیمین, گلدن گلوب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 8:40  توسط رهی واحدنژاد  | 

آقای ارسلان کامکار؛ نیروی آزمایشی ارکستر سمفونیک تهران بوده است

مدیر مرکز موسیقی در واکنش به رد شدن ارسلان کامکار در گزینش ارشاد:
آقای ارسلان کامکار؛ نیروی آزمایشی ارکستر سمفونیک تهران بوده است

آمن خادمی:  در واکنش به رد شدن ارسلان کامکار پس از ۲۹ سال کار در ارکستر سمفونیک تهران‏، محمدمیرزمانی (مدیر مرکز موسیقی) گفت: تا زمانی که یک مسئله رسانه‌ای نشده باشد؛ ما از هنرمند حمایت می‌کنیم اما درصورت رسانه‌ای شدن، مرکز موسیقی هیچ قدمی برای حل آن برنمی‌دارد. محمد میرزمانی‏ گفت: آقای ارسلان کامکار؛ نیروی رسمی دائم ارکستر سمفونیک تهران نبوده بلکه نیروی رسمی آزمایشی بوده است. 

وی افزود: برای تبدیل شدن قرارداد رسمی – آزمایشی به رسمی دائم باید یکسری مراحل مختلف نظیر شرکت در جلسات گزینش انجام شود که آقای کامکار در این جلسات رد شدند. 

مدیر مرکز موسیقی وزارت ارشاد در پاسخ به این پرسش که چه اقدامی برای حمایت از مایستر ارکستر سمفونیک تهران شده است‏، با قاطعیت گفت: متاسفانه نباید آقای کامکار این مسئله را رسانه‌ای می‌کرد؛ چراکه من برای کار کردن نیاز به آرامش دارم. 

وی افزود: تا زمانی‌که مسائلی این‌چنین رسانه‌ای نشده باشند، ما تمام حمایت‌های لازم را انجام خواهیم داد و درصورت رسانه‌ای شدن؛ هیچ قدمی برای حمایت از موضوع برنخواهیم داشت.

منبع : وب سایت موسیقی ما - ایلنا

برچسب‌ها: ارسلان کامکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 8:31  توسط رهی واحدنژاد  | 

ارسلان کامکار بعداز ۲۹ سال در گزینش ارشاد رد شد

اتفاقی عجیب در موسیقی ایران؛
ارسلان کامکار بعداز ۲۹ سال در گزینش ارشاد رد شد

آمن خادمی:  ارسلان کامکار (مایستر ارکستر سمفونیک تهران و نوازنده ویلن) در گزینش وزارت ارشاد رد شد. کامکار با اعلام این خبر گفت: من از زمان انقلاب یعنی سال ۵۷ تاکنون در ارکستر سمفونیک تهران فعالیت می‌کردم؛ هرچند چند سال اول؛ قرارداد نداشتم اما نزدیک به ۲۹ سال است که قرار مکتوب و رسمی دارم. 

وی افزود: امسال باید بازنشست می‌شدم اما بعداز ۲۹ سال فعالیت رسمی از من خواستند که با گذر از گزینش وزارت ارشاد دوباره مرحله پذیرش را سپری کنم و در‌‌نهایت من را رد کردند. 

ارسلان کامکار در پاسخ به این پرسش که چگونه وارد ارکستر سمفونیک شده است، گفت: در سال ۵۹ یا۶۰ بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم. در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم. آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعداز سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم. 

این نوازنده ویلن در پاسخ به این پرسش که از چه زمان مایستر ارکستر سمفونیک است، خاطرنشان کرد: حدودا ۲۴ سال است. یعنی از زمانی که آقای حنانه فوت کردند و ما برای بزرگداشت وی؛ قرار بود به رهبری فریدون ناصری برنامه‌ای اجرا کنیم. آقای لشکرلو هم یکی از قطعات آقای حنانه را به‌عنوان سولیست ویولن زد. در آن هنگام به پیشنهاد نوازندگان ارکستر به عنوان مایستر انتخاب شدم. 

این آهنگساز با اشاره به اینکه وی از شورای ارکستر سمفونیک درجه هنری هم گرفته است، خاطرنشان کرد: این درجه به منظور افرایش حقوق من بوده است اما هنوز وزارت ارشاد این درجه را نیز تایید نکرده است. 

ارسلان کامکار در سال ۱۳۳۹ در سنندج به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را نزد پدرش، حسن کامکار، فراگرفت. او در خردسالی در سنندج با گروه‌های مختلفی که توسط پدرش سرپرستی می‌شد، به اجرای کنسرت می‌پرداخت. کامکار، پس از چندی به تهران سفر کرد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فراگیری موسیقی را ادامه داد. وی پس از تکمیل دروس موسیقی، به‌عنوان نوازنده ویلن، همکاری‌اش را با ارکس‌تر سمفونیک تهران آغاز کرد. ارسلان علاوه بر نوازندگی ویولن کلاسیک، در عود نوازی نیز بسیار چیره‌دست است. 

از مهم‌ترین آثار این آهنگساز می‌توان به آلبوم‌هایی نظیر به یاد علی اصغر کردستانی، زردی خزان، سوئیت سمفونیک افسانه سرزمین پدری‌ام، سرود ایران، شوریده دل، سوئیت سمفونیک کردی، کنسرتینو کمانچه (با همکاری اردشیر کامکار)، شباهنگام (با همکاری هوشنگ کامکار روی اشعار نیما یوشیج)، جاده ابریشم، موسیقی متن فیلم مادر (به کارگردانی علی حاتمی)، موسیقی متن فیلم آوازهای سرزمین مادری‌ام (به کارگردانی بهمن قبادی)، آلبوم خاک، نغمه خراسانی، نغمه صلح و آلبوم ئه وین و... اشاره کرد.

منبع : وب سایت موسیقی ما -ایلنا


برچسب‌ها: ارسلان کامکار
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 8:30  توسط رهی واحدنژاد  | 

عیب و هنر "می"

نوشتاری از سید عبدالحسین مختاباد؛

عيب و هنر «می» - درباره شجريان

 

دوران آشنايی‌ام با صدای استاد شجريان به اوايل انقلاب برمی‌گردد.

شايد اواخر سال 58 برادر بزرگم (دكتر سيد‌مصطفی) كه در آن زمان دانشجوی دانشكده هنرهای دراماتيک بود، در بازگشت‌اش از تهران (تعطيلی دانشگاه در اثر انقلاب فرهنگی) سوغاتی‌هايی از جمله چند نوار آورد.

نوارها توجه‌ام را جلب كرد، آثاری از بتهوون، چايكوفسكی، كاشفان فروتن شوكران مرحوم شاملو و دو نوار از شجريان، يكي چهره‌به‌چهره با صدای سياوش شجريان و ديگری رباعيات خيام با صدای محمدرضا شجريان.
تا مدت‌ها‍‌ شايد هفته‌ها، هوس شنيدن آنها را نداشتم، نوجوانی بود و موسيقی جاز و پاپ و... برادرم به من تازيد كه اين نوارها را كنار بگذار و موسيقی درست گوش كن.
گفتم: مثلا؟ گفت: بتهوون، چايكوفسكی. گفتم: آنها خواننده ندارند. گفت: «پس شجريان گوش كن». پرسيدم: كدام بهتر می‌خواند سياوش يا محمدرضا؟ با عصبانيت پاسخم داد: «هر دو يكی‌اند.‌»

در بخشی از تز دكترايم ماجرای جذب صدای شجريان‌ شدن را اين‌گونه شرح داده‌ام:
«بعدازظهر يک روز زمستان بود، نوار «چهره‌به‌چهره‌» را داخل ضبط گذاشتم. كسی در خانه نبود. در ابتدا چيزی دستگيرم نشد، آواز و ساز، حوصله‌ام را سر برده بود، نوار را به جلو راندم تا به تصنيف «چهره‌به‌چهره» رسيدم. باز احساس كسالت را به من القا كرد. من شنونده، خواننده و عاشق موسيقی جاز بودم و همه جا و در هر محفلی از من خواسته می‌شد تا از اين نوع ترانه‌ها اجرا کنم، حتی در سال 56 برنده اول استان در رشته جاز در مقطع راهنمايی شدم و تصنيف چهره‌به‌چهره برايم ثقيل بود،
اما قسمت ضربی تصنيف توجه‌ام را جلب كرد: «ما را همه شب نمی‌برد خواب» به طرفه‌العينی آن را حفظ كردم و چند روزی در طول راه منزل تا مدرسه‌ آن را زمزمه كردم و بعد از رسيدن به منزل بارها و بارها آن را گوش می‌كردم. هفته‌های بعد قدری عقب‌تر رفتم يعنی چهره‌به‌چهره را نيز حفظ كردم و بعد اندک‌اندک كل آواز نوار را.

دومين نوار شجريان راست پنجگاه بود، همه را ظرف مدتی كوتاه حفظ كردم برای همين وقتی به تهران آمدم و از ديگران می‌شنيدم كه راست‌پنجگاه سخت‌ترين دستگاه يا آخرين فن استاد آواز است قدری دچار سردرگمی می‌شدم زيرا من سختی در آنها نمی‌ديدم. بعد از اين ماجرا شجريان و نوارهايش محرم من شدند. در هرجا و هرمكان كه شخصی نواری از او داشت آن را پيدا می‌كردم و برای خود كپی برمی‌داشتم و حريصانه همه را حفظ می‌كردم.

سال 63 در كنكور سراسری شركت كردم. تشنه آوازخواندن يا آواز يادگرفتن بودم. برای همين در انتخاب‌رشته فقط دانشگاه‌های تهران را انتخاب كردم تا بتوانم فرصت يادگيری آواز را پيدا كنم.
بخت يارم بود و در دانشگاه تهران قبول شدم. اولين سوال و جست‌وجو يافتن استادی برای يادگيری آواز بود.
شجريان را نتوانستم پيدا كنم، ابتدا به خدمت استاد ناصح‌پور و بعد استاد كريم‌صالح‌عظيمی كه متاسفانه حق ايشان به عنوان استاد و رديف‌دانی خبره و كاركشته، هنوز دانسته و شناخته نشده است رفتم. حدود 10‌سال در خدمت استاد صالح‌عظيمی رديف و رموز و ظرايف آوازی را ياد گرفتم.

حال كه می‌انديشم با خود فكر می‌كنم چرا فرصتی مغتنم برای شاگردی شجريان به من دست نداد. بارها از طريق دوستان و آشنايان فرصت بود كه حضورا خدمت ايشان برسم اما...
شيفته او بودم اما نمی‌خواستم او را ببينم يا در محضرش زانو بزنم. هرجا كه می‌خواندم می‌گفتند شما شاگرد استاد شجريانی؟ می‌گفتم غيرمستقيم بلی! آثار استاد محمدرضا شجريان را هنوز هم می‌شنوم، اما اين روزها با نگاهی و گوشی ديگر.
در اين مجال كوچک می‌خواهم با پرهيز از هرگونه تعريف و تمجيد افراطی يا حتی بغض‌های نتركيده به بررسی شخصيت هنری اين هنرمند توانای عرصه موسيقی اصيل ايرانی بپردازم.

عده‌ای می‌گويند كه «ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در كار بودند تا شجريان، شجريان شود» و آنان معتقدند «بعد از انقلاب حداقل تا یک ‌دهه به هيچ خواننده‌ای از خوانندگان مشهور قبل از انقلاب، اجازه عرض اندام داده نشد. اين فرصتی مغتنم برای يكه‌تازی شجريان بود.»

در مقام يک شنونده موسيقايی كه آثار بالای 90‌درصد خوانندگان موسيقی اصيل ايرانی را شنيده و تجزيه و تحليل كرده، بايد بگويم بدون شائبه هيچ يک از آنها در قدرت صدا، برجستگی و توانايی حنجره، تلفيق شعر و موسيقی و نيز رديف‌دانی به پای شجريان نمی‌رسند.
شجريان از همه الگو گرفته اما مانند هيچ يک از آنها نيست، آواز او منحصر به فرد و اختراع خود اوست، لذا تنها با نخواندن اين و آن، يک خواننده نمی‌تواند مقبول طبع مردم صاحب نظر شود، همان‌گونه كه حافظ بزرگ می‌فرمايد:

"بس نكته غيرحسن ببايد كه تا كسی
مقبول طبع مردم صاحب ‌نظر شود"

اما با همه اين موارد به نظر من حيات هنری شجريان را می‌توان به سه دوره تقسيم كرد:

مرحله اول:
آغاز «دوره تقليد» است كه خواننده به‌طورمعمول به عنوان دانش‌آموز نوپا به پس‌دادن آموخته‌هايش می‌پردازد و با توجه به معروف‌بودن و طرفدار‌داشتن برخی صداها، تقليد از شجريان، در آثار بعضی از خوانندگان همچون گلپايگانی مشهود و آشكار است.

افت‌وخيزهای صدا، تحريرها و حتی نحوه تلفيق شعر با موسيقی تحت تاثير صداهای مشهور است. در اين مرحله تكنيک و نيز احساس خواننده، نيمه مطلوب است.

مرحله دوم:

مرحله‌ای كه خواننده به درک نسبی از صدای خود می‌رسد، يعنی شجريان صدای خود را می‌شنود، در اين مرحله جديت، آموزش‌های مداوم و صحيح، تمرين‌های طاقت‌فرسا، به شجريان برای رسيدن به‌حدمطلوب يک خواننده توانا ياری می‌رسانند. به‌واقع در اين مرحله تكنيک اجرايی اين خواننده در ا‌وج است. اين تكنيک‌ها تا قبل از او در تاريخ موسيقی ايرانی تقريبا و تحقيقا وجود نداشته و می‌توان از آن به عنوان «خلاقيت شخصی» نام برد.

در ملاقاتی كه شخصا با ايشان داشتم استاد به اين مطلب اشاره كرد كه بدون دست‌ داشتن در الگويی مناسب و به‌تنهايی و براساس يافته‌های شخصی به خلق اين تكنيک‌ها نایل شد. البته با تحقيقی سطحی در آثار قدیم‌ می‌توان به تاييد حرف‌های استاد شجريان رسيد.

آوازهای طاهرزاده، اقبال آذر، ظلی و بنان، هركدام به نوبه خود افت و خيزها يا نارسايی‌هايی دارند كه اين نارسايی در شجريان در دوره دوم به حداقل می‌رسد. لحن رسا، تلفيق صحيح شعر و موسيقی، تحريرهای بجا و استوار و ورود و فرودی كاملا حساب شده از جمله شاخصه‌های آواز شجريان در اين دوره هستند.
در كنار همه اينها بافت و رنج صدای شجريان علت اصلی بوده است. او خواننده‌ای است كه در اين دوره از همه ظرفيت صدای خود از بم تا زير به نحو مطلوب استفاده می‌كند. گوش حساس، ذهنی خلاق و ملودی‌پرداز و صدايی رسا از جمله مواردی هستند كه به مطلوبيت هنر اين هنرمند ياری رسانده‌اند.

در آواز شجريان در دوره دوم، اثری از فالش نيست و اين نشان ‌دهنده گوش حساس اين خواننده است. اين دوره به‌نظر من از سال 55 با اجرای «نوا» شروع شد و در سال 62-61 با اجراي آثار چاووش به اتمام ‌رسيد. همكاری هنرمندان جوان و خوش‌‌فكر گروه شيدا و چاووش و البته وسواس جمال‌شناسانه شاعر گرانمايه، هوشنگ ابتهاج م.سايه كه همانند پدري تجربه‌ديده تمامی اين هنرمندان را زير نگاه و ذوق ‌پرورش‌يافته‌اش قرار داد و البته استاد محمدرضا لطفی در بالابردن ارزش هنری صدای شجريان غيرقابل‌انكار است. لطفی با شناخت صحيح از صدای اين خواننده به باروركردن زوايای پنهان اين صدا همت گماشت. اجرای بی‌نظير آوازها و تصانيف قديمی يا ساخته‌شده به وسيله لطفی شأن و اعتبار صدای شجريان را نزد خاص‌ و عام هويدا كرد.

مرحله سوم:

دوره اعتلای تكنيک و محتوا است، اين دوره اوج اعتلای هنری استاد شجريان است. در اين آثار، ديگر شجريان در قيد و بند رديف و گوشه يا نشان‌دادن تكنيک صدايش نيست، تسلط و خلاقيتش او را به هرجا كه ميل اوست مي‌كشد.

او در آثارش بی‌پروا قله‌های ناشناخته در عرصه خوانندگی را فتح می‌كند. بايد گفت او خود رديفی جديد در آواز ايرانی خلق می‌كند. هر دستگاهی را كه می‌خواند، ريشه‌هايش در سنت است اما شاخه‌هايی ملون و خيره‌كننده از نوآوری و خلاقيت را ارايه می‌دهد.
آهنگسازی و نوازندگی بی‌نظير زنده‌ياد مشكاتيان كه اين روزها همزمان با دومين سالگرد درگذشت اين هنرمند نامدار و تاثيرگذار است، عرصه‌ای ديگر از موسيقی ايرانی را روی شجريان می‌گشايد.
مطلب قابل ذكر اينكه درست است كه آقای شجريان خواننده‌ای بی‌نظير و پرتوان است، اما اين توان و استعداد نياز به عواملی برای شكوفايی دارد. اين عوامل در موسيقی‌های آهنگسازان و نوازندگان برجسته مستتر است.

در طی بيش از دو دهه اين وظيفه به‌عهده آهنگسازان و هنرمندان برجسته‌ای چون استاد فرامرز پايور، استاد محمدرضا لطفي، استاد پرويز مشكاتيان، فريدون شهبازيان و اين اواخر استاد حسين عليزاده و... بوده است. يعنی در نگاهی فراخ‌تر به اين رخداد، ‌خواننده نيز درست مانند يک ساز است كه اين ساز اگر در دستان استاد چيره‌دستی قرار گيرد، صدايی آسمانی را توليد می‌كند، وگرنه همان تفاوت دوغ و دوشاب را می‌توان مثال زد.

و اما عيب می، بايد اذعان كرد كه در آثار استاد از اوايل دهه هفتاد تاكنون، به جز چند اثر، آن يک‌دستی و يكنواختی موجود در آثار دهه 50 و 60 را نمی‌توان مشاهده كرد.
در بسياری از اين آثار تنها وزن سنگين صدا و آواز شجريان قابل شنيدن است، حال آنكه در ساير عوامل (آهنگسازی، نوازندگی و... .) كمبود‌های‌ آشكاری را می‌توان يافت كه در مجموع، اين ناهمسازی‌ها، بار خبرگی استاد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

در مقاله‌ای كه چندسال قبل نوشتم (در تحليل كنسرت استاد عليزاده، استاد كلهر و استاد شجريان و همايون) نكاتی را از همين زاويه يادآور شدم. مثالی ملموس‌تر می‌تواند مخاطب اين نوشته را به مقصود نزديک‌تر كند.
سال 78 كه برای ادامه تحصيل به كانادا رفته بودم، شاهد اجرای زنده پاواراتی، خواننده شهير و فقيد موسيقی كلاسيک به همراه خوانندگان پاپ و جاز در تلويزيون كانادا بودم. من كه سال‌های سال در ايران صدا و آثار پاواراتی را می‌شنيدم و لذت می‌بردم، از كيفيت اين اجرا شوكه شدم.
او با خوانندگانی چون برايان آدامز، سلنديون و... به رقابت می‌پرداخت و حتی با آن لهجه ايتاليايی خود آثاری را به زبان انگليسی اجرا می‌كرد.
اين اقدام پاواراتی خشم منتقدان و موسيقی‌دانان برجسته دنيای كلاسيک را برانگيخته بود و من به عينه شاهد بودم كه اين عنقای بلندآشيانه عرصه موسيقی كلاسيک، چگونه در قفس تنگ موسيقی پاپ گرفتار‌ شده و طبيعی و معلوم بود كه آقای پاواروتی خواننده اين آثار نبود.

اين مطلب در عرصه نوازندگی نيز مثال‌زدنی است،

يعنی نوازندگان برجسته پيانو و ويلون كه در عرصه موسيقی كلاسيک دارای شهرت جهانی هستند، اگر به نواختن آثار ‌آوانگارد يا موسيقی آتونال روی‌آورند، به عينه از توانمندی‌های آنها كاسته خواهد شد.

به بحث اصلی بازگردم،
آثار ارايه شده استاد شجريان دهه 70 تا به امروز همان‌گونه كه ذكر شد، داراي كمبود‌هايی است كه در بسياری از ‌آنها شجريان ديگر نمی‌تواند نقش يک مولف را بازی كند. همان‌گونه كه ذكر شد اين ساز بی‌نظير بعضا از سوی نوازندگان نه چندان چيره‌دست به صدا در می‌آمد. تحليل جامع‌تر را به وقتی ديگر موكول می‌كنيم.

در پايان بايد گفت آنچه كه فضای موسيقی امروز ايرانی (كه متاسفانه به انواع آفت‌ها آلوده شده است) می‌طلبد و از استاد انتظار دارد، ارايه الگوهايی اساسی و جاودانه در عرصه آواز ايرانی‌ است، كه اين مهم از عهده اين عزيز بزرگوار برمی‌آيد، يكی از اين موارد ارايه رديف آوازی در خور شان موسيقی آوازی و ديگری پرداخت و نيز ارايه راهكارهايی در زمينه امور فنی و ريزه‌كاری‌هايی در آواز ايرانی است.

همه بر اين امر واقفيم كه‌آواز ايرانی از نداشتن يک اساس علمی و استاندارد برای تدريس (صداسازی، چگونگی پرداخت تحرير، تلفيق شعر و موسيقی، رديف‌خوانی و...) رنج می‌برد و در بسيای از موارد، مدرسين آواز براساس اطلاعات عمومی تقريبا بی‌اساس به آموزش می‌پردازند.
در اين باره نقش استاد شجريان برای تئوريزه‌ كردن اين امور به‌واقع قابل‌توجه و در بيانی ديگر او تنها مرد اين ميدان است.

سرش سبز و دلش خوش باد.
 

--- --- ---


*به‌طورمثال مقايسه‌ای تحليلی بين دو راست‌پنجگاه، كه هر دو با همراهی محمدرضا لطفی اجرا شده است، گواه اين ادعای من است. استاد در اثر دوم (چشمه‌نوش-اجرا شده در آلمان در اواسط دهه هفتاد) به عينه به ارايه دگرگونه كاملا استادانه‌ای از راست‌پنجگاه می‌پردازد و بايد گفت او اينجا راست‌پنجگاه را براساس اين بيت معروف در بين خوانندگان رديف بنا می‌نهد:
"راست‌گويان حجازی به نوا می‌گويند
كه حسين كشته شد از جور مخالف به عراق"
كه در عمل ارايه فضايی برتر و فراتر و هنرمندانه‌ از مدولوسيون‌های عادی و بعضا خشک موجود در دستگاه راست‌پنجگاه است.
منبع روزنامه شرق
با تشکر از وب سایت شجریانی ها


برچسب‌ها: استاد شجریان, مختاباد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 15:57  توسط رهی واحدنژاد  | 

...سند کار به نام من لطفی بزدند

سلام سلام سلام

خوبین؟

سلامتین؟

فرا رسیدن ایام عزاداری امام حسین (ع) را تسلیت عرض می کنم.

خواهشمند است به وب سایت جدید سری بزنید. آموزشگاه اینترنتی موسیقی سرو

چند روزی بود میخواستم این مطلب را پست کنم اما به دلیل دسترسی نداشتن به اینترنت کمی دیر شد.

استاد لطفی چند روز پیش مصاحبه ای کردن که در جامعه موسیقی تنشی را ایجاد کرد.

آقای لطفی کم کم دارند روشی را پیش می گیرند که اسطوره فوتبال برزیل پله خیلی سالی است پیش گرفتند و همانطور که پله خودش را در هر امر مربوط و غیر مربوطی در دنیای فوتبال دخالت میده آقای لطفی هم در هر امر مربوط و غیر مربوطی در زمینه موسیقی خودشان را دخالت میدن.

اگر شخص جوان و جویای نامی این مصاحبه ها را میکرد زیاد مهم نبود چون میشد گفت که دارند برای شهرت این کار را میکنن اما آقای لطفی شما چرا؟؟

از قدیم گفتند درخت هر چه پربار تر افتاده تر آقای لطفی درخت هنر شما بسیار پرباره اما افتادگی....

دیگری بار موزیک را نتوانست کشید

سند کار به نام من لطفی بزدند

استاد در جایی از مصاحبه گفتند که: "امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم."

 آقای لطفی واقعا شما نفهمیدین که درد استاد شجریان درد خودش نیست و درد موسیقی مملکت را دارند؟ واقعا شما نفهمیدین که درد استاد شجریان این همه جفا در حق موسیقیه ایرانیه؟ واقعا شما نفهمیدین که درد استاد شجریان اینه که پلیس میاد به کسی که داره تو یک خرابه از روی نبود جا برای تمرین ساز میزنه گیر میده؟ واقعا شما نفهمیدین درد استاد شجریان اینه که سر در پارک میزنن از آوردن ساز و حیوانات خانگی در پارک جلوگیری کنیده؟ آقای لطفی واقعا شما این همه مشکلات را نفهمیدین یا این که خود را به نفهمیدن زدین؟

در جایی فرمودین که: "شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد."

آیا استاد شجریان اول باید میومد از شما اجازه میگرفت؟ اگر این کار استاد شجریان بده آقای لطفی مکتب خانه و آوای شیدای خود شما چیست؟

افسوس و هزاران هزار افسوس بخاطر این همه حرف های بی مورد. به قول مسعود بهنود گویا آقای لطفی حرف نزدن بلد نیستند.

البته من خودم تنها با یک بخش سخنان آقای لطفی موافقم و آن اعتراض ایشان نسبت به مصاحبه های استاد شجریان با شبکه های خارجی است چون یقین دارم که قصد شبکه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا و ... به هیچ عنوان دلسوزی برای ملت ایران نیست و تنها از روی سود جویی دارند اینطور دلسوزی می کنند.

این هم متن کامل سخنان آقای لطفی

به گزارش مجله موسیقی ملودی، لطفی گفت:

 شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.

اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم. یک وقت شما را برای سالیان دراز محروم کرده‌اند و با کلی بدبختی یک کنسرت برگزار می‌کنید و هزارگونه مشکل دارید و اعتراض می‌کنید؛ اگر چنین شخصی بخواهد بر روی این مسائل صحبت کند قابل فهم است.

من اصلا دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام. با صدای آمریکا در طول ۲۵ سال فعالیتم در خارج از کشور به طور مشروط مصاحبه کرده‌ام.

بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه و یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰ سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز می‌کشانند. این را ما امروز به طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان همه موید این رویکرد آن‌ها است. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد.

من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسئولیت خودشان را دارند. ولی باید مسئولیت را فردی نبینند.

این نوازنده سه تار اظهار داشت: «شجریان اگر این مسئولیت را فردی ببیند، مشکل به وجود می‌آید. این مسئولیت و مشکل، یک مشکل اجتماعی عمومی است و حرف‌ها و گفته‌ها برای نگرانی از وضعیت موسیقی کشور است. اما آن‌چه از گفته‌های شجریان در رادیو استرالیا، بی‌بی‌سی و صدای امریکا دنبال کرده‌ام، تنها در ده‌درصد از صحبت‌هایشان به مشکلات موسیقی اشاره داشته است.

لطفی گفت: من می‌گویم یک موسیقی‌دان اول می‌بایست دردش خود موسیقی باشد. در این مصاحبه اخیر مصاحبه کننده از ایشان می‌پرسد: الان که آلبوم مرغ خوشخوان شما مجوز رسمی گرفته و کنسرت هاتان نیز در ایران اعلام شده مشکلی ندارد، برخورد شما چگونه است؟ شجریان از کنار این مسأله رد می شود و جواب قانع کننده‌ای نمی‌دهد.

وی ادامه داد: به نظر من وقتی پهلوان شدید، مسئولیت شما مسئولیت یک گروه نیست؛ بلکه مسئولیت همه ملت را برعهده دارید. در واقع سخن شما می‌بایست بازتاب سخن همه ملت ایران باشد. من خودم این مشکلات را بعد از انقلاب داشته‌ام و بدون اینکه حتی خبر داشته باشم از اسمم کلی سوءاستفاده شده است. به نظرم چنین حرکت‌هایی بیشتر سیاسی محسوب می‌شود تا فرهنگی هنری، و این نظر شخصی من است.

اما در مورد شجریان این مسأله کاملاً متفاوت است. شجریان هیچ وقت به‌دنبال ایجاد یک جریان فرهنگی هنری مستقل با شرکت همکاران خودش نرفته است. یک شرکت اقتصادی به نام «دل‌آواز» درست کرده و کار خودش را مانند یک شرکت تولید کننده انجام می‌دهد و درآمدزایی خوبی هم از گذشته تا به امروز داشته و دارد.

 


برچسب‌ها: محمدرضا لطفی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 10:31  توسط رهی واحدنژاد  | 

بدون شرح


برچسب‌ها: همایون شجریان, عکس
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 9:44  توسط رهی واحدنژاد  | 

گزارشی از شب دوم کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصار

سلام سلام سلام

و یک سلام بسیار ویژه تقدیم به استاد شجریان

خوبین؟

خوشین؟

اعیاد غدیر و قربان را به تک تک شما عزیزان تبریک عرض می کنم

باز شما سروران را دعوت می کنم از سایت جدیدم هم دیدن کنید

آموزشگاه اینترنتی موسیقی سرو

دیشب به تاریخ ۲۶/۸/۹۰ شب دوم کنسرت همایون شجریان و گروه همنوازان حصاردر تالار وحدت اجرا شد.

بنده به همراه خانم در ردیف ۵ نشسته بودیم که دید خیلی خیلی خوبی داشت و خوشبختانه صدای سالن هم بسیار بسیار عالی بود و خدا را شکر هیچ حادثه غیر مترقبه ای هم رخ نداد و همه چی به خوبی و خوشی اجرا شد.

اما دیشب در این کنسرت اتفاقی رخ داد که فکر کنم هر ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال  یک بار در ایران رخ میده و آن هم این بود که کنسرت راس ساعت ۲۱:۳۰ بدون حتی ۳۰ثانیه تاخیر شروع شد. واقعا این اتفاق خجسته را به تمامی شما عزیزان تبریک عرض می کنم.

دیشب به غیر از خانم مژگان شجریان در بین حضار شخصیت آشنای دیگه ای را ندیدم.

برنامه در ابتدا با ساز و آوازی در راست پنجگاه و سپس بیات اصفهان شروع شد که تقریبا ۲۰ دقیقه به طول کشید که فقط همایون شجریان و علی قمصری در صحنه بودند و پس از اجرای ساز و آواز بقیه گروه هم به جمع این دو عزیز اضافه شدند برنامه بدون آنتراکت اجرا شد که خیلی خوب بود و خسته کننده نبود که باعث شد همه با انرژی تا آخر برنامه در سالن حضور داشته باشند و از اجرای بسیار زیبای گروه لذت ببرند. پس از اجرای آخرین تصنیف و تشویق بسیار زیاد تماشاچیان گروه تصنیفی را اجرا کرد با شعر بی تو بسر نمی شود مولانا که خیلی خیلی خوب بود.

در کل کنسرت خیلی خیلی خوبی بود و برای من خیلی تازگی داشت مخصوصا ویولن و گیتار که خیلی دلنشین اجرا می شد و به علی قمصری عزیز هم تبریک میگم بخاطر خلاقیتی که به خرج داد.

امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 12:9  توسط رهی واحدنژاد  | 

افتضاحی از نوع بنیامبن و محسن یگانه

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

پیشاپیش اعیاد قربان و غدیر را تبریک عرض می کنم.

چند وقتیه بین خوانندگان موسیقی پاپ و یا سنتی بازخوانی آهنگ های قدیمی جا افتاده.

یادمه در جایی از استاد شجریان خوانده بودم که خواننده یا نباید بازخوانی کنه آهنگ های قدیمی را یا اینکه اگر هم کرد زیباتر از آهنگ اصلی اجرا کنه.

اما امشب یک آهنگ بازخوانی شده گوش دادم که در تک تک ثانیه های این آهنگ فقط تاسف خوردم البته این کار بازخوانی نبود به نظر من افتضاح خوانی بود.

دو خواننده ژانر پاپ به اسم محسن یگانه و بنیامبن بهادری متاسفانه آهنگ بسیار بسیار زیبای الهه نار استاد بنان را باز خوانی کردند به نهایت افتضاح.

من موندم کجای صدای بنیامبن یا یگانه به ژانر سنتی میخونه که این جسارت را کردند و این آهنگ بسیار زیبا  را به شکل خیلی بدی بازخوانی کردند. آیا این ۲ نفر فکر کردند که موسیقی بنان و دیگر بزرگان اسباب بازیه یا تفریحه گفتند بریم اینم یه امتحانی کنیم.

آیا این ۲نفر چیزی به نام وجدان هنری توی ذاتشون وجود داره که چنین توهینی به استاد بنان کردند.

آیا این ۲نفر اصلا شعور مخاطب براشون مهم هست؟ هر چند افراد حاضر در کنسرت همچین حین این اجرا جیغ می کشیدند که گویی خود استاد شادروان بنان دارند با صدای دلنشین خودشون این آهنگ را اجرا می کنند.

لینک دانلود

خیلی اعصابم خورده

ببخشید

خدانگهدارتون

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 22:56  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی وب سایت آموزشگاه اینترنتی موسیقی سرو

سلام سلام سلام

و یک سلام ویژه خدمت استاد شجریان

امیدوارم که همیشه سلامت و شاداب باشید.

جدیدا یک سایت راه اندازی کردم به اسم آموزشگاه اینترنتی موسیقی سرو.

بخاطر این آموزشگاه هست چون هدف اصلی آموزش رایگان موسیقی است و در کنار آن معرفی آثار موسیقیدانان ایران و جهان آشنایی با تاریخچه و چگونگی پبدایش موسیقی و انواع سازهای ایران و جهان و آشنایی با بیبوگرافی موسیقیدانان ایران و جهان.

حتما از این سایت دیدن کنید و با نظرات و پیشنهادات خودتون در جان گرفتن سایت این حقیر را کمک کنید.

البته سایت تازه راه افتاده و هنوز کامل نشده.

در ضمن بخشی هم برای تبلغات در نظر گرفته شده که فعلا رایگان هست.

آدرس سایت آموزشگاه اینترنتی موسیقی سرو

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 23:28  توسط رهی واحدنژاد  | 

تمجيد بي‌سابقه استاد شجريان از «شوق‌نامه» همايون

فرهنگ‌وهنر- آلبوم موسيقي «شوق‌نامه» با صداي «همايون شجريان» و همراهي گروه «عبدالقادر مراغي» و «محمدرضا درويشي» در تالار «شهناز» خانه هنرمندان ايران رونمايي شد.
اين مراسم که با نمايش بخش‌هايي از فيلم مستند پروژه «شوق نامه» آغاز شد، كه قسمت‌هايي از اين مستند به سخنان استاد محمدرضا شجريان درباره ويژگي‌ آلبوم «شوق نامه» اختصاص داشت. استاد آواز ايران در بخشي از اين فيلم مستند بيان كرد: از دو سال قبل همايون خيلي مختصر راجع به «شوق نامه» با من صحبت كرده بود و مي‌دانستم كه در حال تمرين براي اين آلبوم است، اما وقتي او راجع به قطعات با من صحبت كرد فهميدم قطعات به گونه‌اي هستند كه جايي براي نفس كشيدن خواننده وجود ندارد. با خود گفتم «چرا عبدالقادر مراغي» اين چنين كرده و از صداي خواننده بعنوان ساز استفاده كرده است؟ استاد شجريان ادامه داد: به همايون گفتم در اين‌باره با محمدرضا درويشي صحبت كن. ديگر خبري نداشتم تا اينكه يك روز همايون از من خواست قطعات را گوش كنم و كار ميكس آنها را بر عهده بگيرم.
او با بيان اينكه پس از شش ساعت دو قطعه‌ آلبوم را ميكس كرده، افزود: در هنگام ميكس متوجه شدم «شوق‌نامه» ويژگي‌هايي دارد كه تا به حال در هيچ اثر موسيقي به آن برنخوردم، بنابراين تصميم گرفتم ميكس اثر را تا آخر، خود بر عهده گيرم. وي تصريح كرد: براي توصيف اين آلبوم نمي‌توانم مثالي بياورم. در اين موسيقي نشاني‌هايي وجود دارد كه 600سال از آنها دور بوديم. به هر حال اين موسيقي براي مخاطب خاص است و اثري است از «عبدالقادر مراغه‌اي» كه با فرم و نت بازي مي‌كند.
استاد آواز ايران با بيان اينكه «شوق‌نامه» مرا شگفت‌زده كرد و به درون خود كشيد، درباره فرزندش گفت: كاري كه همايون، اين فرزند خلف آواز انجام داده باعث شده بعنوان پدرش در برابر هنر او انگشت به دهان بمانم. همايون نشان داد استعداد استثنايي در آواز دارد. او ريتم را بسيار دقيق درك كرده و سال‌هاست نمي‌بينم هيچ خواننده‌اي اينگونه بخواند.استاد  شجريان ضمن ابراز خرسندي از انتشار اين آلبوم متذكر شده: شايد بعضي كارشناسان كه پايبند رديف كنوني هستند نسبت به اين اثر واكنش نشان دهند؛ چراكه در تخصص آنها نيست. همچنين شايد بعضي فكر كنند اين آلبوم داراي موسيقي تركي استامبولي است، ولي بعدها مي‌فهمند اين همان موسيقي ايراني است و تنها در فرم تفاوت دارد. استاد شجريان در پايان سخنانش ويژگي ديگر اين آلبوم را نه غمناك و نه شاد بودن آن برشمرد و افزود: «شوق نامه» مخاطب را در يك حال و هوا نگه مي‌دارد و شايد خاطره‌اي ارزشمند را براي او تداعي كند.
به نوشته ايسنا؛‌ در ابتداي اين مراسم نيز «صادق رضايي»، مدير عامل كانون پرورش فكري كودك و نوجوان و سرمايه‌گذار «شوق نامه»، در سخناني از تمام دست‌اندركاران اين آلبوم قدرداني كرد و هدف از انتشار آلبوم «شوق نامه» خلق آثار ماندگار و فاخر دانست و در پايان نيز استاد محمدرضا شجريان، همايون شجريان، محمدرضا درويشي و صادق رضايي به سن فراخوانده شدند تا از گروه يازده نفره‌ «عبدالقادر مراغي» كه بعنوان نوازنده با گروه همكاري كردند تقدير كنند.

منبع وبسایت روز نامه ابتکار

لینک خبر

http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=87445

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:10  توسط رهی واحدنژاد  | 

خبر

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

پیشاپیش زادروز پهلوان آواز ایران استاد شجریان را به همه شما تبریک عرض می کنم امیدوارم استاد شجریان سال های سال زنده باشند و سایه پر مهرشان بر سر موسیقی ایران.

همانطور که همه میدونید آلبوم مرغ خوشخوان استاد شجریان منتشر شد که مانند دیگر کارها زیبا و دلنشین اما خبر مهم دیگه اینکه بالاخره بعد از ماها ها انتظار آلبوم شوق نامه همایون شجریان عزیز هم به بازار عرضه شد که متاسفانه در هیچ کدام از سایت ها این خبر اعلام نشده اگر خریداری نکردید حتما تهیه کنید چون واقعا زیباست این آلبوم با ۲ قیمت عرضه شده پک کامل با قیمت ۳۰۰۰۰ تومان و پک مختصر تر با قیمت ۱۵۰۰۰ تومان.

دوستان عزیز لطف کنید و در نظر سنجی هم حتما شرکت کنید.

امیدوارم روزهای خوبی داشته باشید

رهی واحدنژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 21:19  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی ردیفهای آوازی آلبوم آرام جان استاد شجریان

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

نماز و روزه ها قبول

و از همه مهم تر تولدم مبارک!

نزدیک ۵ماه بود دیگه پستی راجع به ردیفهای آوازی استاد شجریان آپ نکرده بودم حالا امروز بعد از ۵ ماه با آلبوم آرام جان استاد شجریان به همراه گروه آوا در خدمت شما عزیزان هستم.

دوستان عزیز لطف کنید و در نظر سنجی هم حتما شرکت کنید.

داریوش پیرنیاکان: تار

محمدفیروزی: بربط

سعید فرجپوری: کمانچه

بهزاد فروهری: نی

جواد بطحایی: سنتور

همایون شجریان: تنبک و کمانچه آلتو

سال اجرا: ۱۳۷۷

سال انتشار: ۱۳۷۸

۱ خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی

چو خیاب آب روشن که به تشنگان نمایی

شکسته قفقاز به عنوان درآمد

۲ بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

درآمد افشاری

۳ تو جفای خود بکردی و نه من نمی توانم

که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

جامه دران

۴ چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

جامه دران

۶ سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

دگری نمی شناسم تو ببر که آشنایی

عراق

۵ من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت

برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

عراق

۷ تو که گفته ای تامل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

جامه دران

۸ در چشم بامدادان به بهشت بر گشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست بر گشایی

رهاب و شور

سعدی دیوان اشعار غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن

بحر: رمل مثمن مشکول

۱ مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی

به زیر پای هجرانش لگد کوب ستم کردی

بوسلیک افشاری (نوعی درآمد افشاری)

۲ قلم بر بی دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی

جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

اشاره به جامه دران و نیشابور

۳ بدم گفتی و خرسندم عفاک الله نکو گفتی

سگم خواندی و خشنودم جزاک الله کرم کردی

اشاره به رهاب

۴ عنایت با من اولی تر که تادیب جفا دیدم

گل افشان بر سر من کن که خارم در قدم کردی

قرایی

۵ غنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی ای دل

پس از چندین تحمل ها که زیر بار غم کردی

قرایی رهاب

۶ شب غم های سعدی را مگر هنگام روز آمد

که تاریک و ضعیفش چون چراغ صبحدم کردی

رهاب فرود به شور

سعدی دیوان اشعار غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

بحر: هزج مثمن سالم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 21:6  توسط رهی واحدنژاد  | 

درگذشت استاد عزیزم

یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد

دیروز متوجه شدم که استاد عزیزم دکتر میرزایی فوت کردند. روحش شاد

دکتر حسن میرزایی اهرنجانی از پیشکسوتان مدیریت می باشد. مدرک دکتراي خود را از دانشگاه UCL کالیفرنیا اخذ نمود. ایشان به دلیل انجام سخنرانی ها و کنفرانس های بسیار، به استاد شفاهی مدیریت مشهور است. وی دارای نظریه سه شاخگی در مدیریت است.

متولد 1321
-كارشناسي مديريت دولتي،دانشگاه تهران
-كارشناسي ارشد علوم سياسي،دانشگاه جورجيا آمريكا
-كارشناسي ارشد مديريت دولتي،دانشگاه كاليفرنياي جنوبي آمريكا
-دكتري مديريت دولتي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي آمريكا
-استاد دانشگاه تهران
-مدير گروه مديريت دولتي دانشگاه تهران به مدت 15 سال
-مدير ايستگاه تحقيقات مديريتي(اتم)دانشگاه تهران به مدت 7 سال
-از بنيان گذاران دوره دكتري مديريت،در دانشگاه تهران سال 1364
-استاد كرسي دروس مباني فكري و فلسفي تئوريهاي دوره دكتري مديريت،به مدت 20 سال
-استاد كرسي دروس روش تحقيق دوره دكتري مديريت،به مدت 20 سال

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 8:55  توسط رهی واحدنژاد  | 

گزارش کنسرت استاد ناظری و علیزاده

سلام سلام سلام

خوبین؟

سلامتین؟

امشب رفته بودم کنسرت استاد ناظری و علیزاده به همراه گروه دوستی.

کنسرت به خوبی با سطح خیلی بالا انجام شد که کمتر از این هم انتظار نمی رفت گروهی که توش استاد ناظری علیزاده کامکار و.... اگر کار کم کیفیت انجام بدن جای تعجب داره.

اما حواشی کنسرت یکی از اتفاقاش بد بود و یکی از اتفاقاش خوب.

اول قرار بود ۳ نفری بریم که در نهایت یکی از دوستان هم اضافه شد شدیم ۴ نفر با ۳ بلیط! گفتیم میریم اونجا به امید خدا یه لبیط گیر میارم.

رفتیم اونجا یک نفر با برخورد خیلی عالی بود که در نهایت گفت وایستیم تا برادر استاد ناظری بیاد به ایشون مشکل ما را حل کنه ۱۵ دقیقه صبر کردیم تا برادر استاد وارد شدن سر مبارک را انداختند پایین و همگی به ایشون سلام دادیم دریغ از یک جواب سوال افتادیم دنبالش و گفتم آقای ناظری مشکل داریم شما میتونید حل کنید فرمودند نه نمی تونم و به راه خودش ادامه داد اونجا بود که تو دلم گفتم:

یا رب مباد که گدا معتبر شود...

به دوستام گفتم خدا رو شکر که این نشد شهرام ناظری اگه شهرام ناظری میشد که به طرفداراش میگفت من خدام شما هم بنده من!!!

این از اتفاق بد

اما اتفاق خوب

چند دقیقه از رفتن برادر بسیار با شخصیت!! استاد ناظری گذشته بود که دیدم آقای سالار عقیلی وارد شد. رفتم جلو گفتم آقای عقیلی یک مشکل دارم در عالم انسانیت میتونم با شما مطرح کنم؟ گفت: خواهش میکنم عزیزم بفرمایید. گفتم ما همچین مشکلی داریم میشه شما بگید که ما بریم تو شاید به حرمت هنرمند بودن شما حرف شما را زمین نندازن. دیدم بلیطش را از جیبش درآورد و گفت این بلیط منه شما با بلیط من برید تو من نمیرم!! از خجالت دیگه داشتم آب میشدم گفتم نه اینطور که به دل من نمیشینه گفت در هر صورت کاری که من میتونم بکنم اینه که بلیط خودم را بدم به شما بیاید با بلیط من برید داخل که دیگه آخر از لطف و انسانیت زیاد این هنرمند عزیز تشکر کردیم و رفتیم ایشون هم رفتند تو ما هم بالاخره یه بلیط پیدا کردیم و رفتیم از برنامه لذت بردیم.

این بود از اتفاقات این کنسرت.

امیدوارم که همیشه خوش باشید.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 1:38  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی گروه موسیقی نوای آریایی

به نام خدا

منشین چنین زار و حزین چون روی زردان

شعری بخوان سازی بزن جامی بگردان

گروه موسیقی نوای آریایی در سال ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرد.

اعضای این گروه:

رهی واحدنژاد سنتور

حمید برزگر آواز و سرپرست

عماد اکبر زاده گیتار

محمد درویش تنبک

امید که با لطف خدا و محبت و راهنمایی اساتید و شما عزیزان این گروه پله های ترقی را روز به روز طی کند و باعث افتخار بیش از پیش نام ایران شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 15:31  توسط رهی واحدنژاد  | 

تسلیت

سلام سلام سلام

خوبین؟

قتل ناجوانمردانه ورزشکار با اخلاق کشورمان روح ا... داداشی را به تمامی مردم شریف ایران تسلیت عرض می کنم.

روحش شاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 16:54  توسط رهی واحدنژاد  | 

گزارشی از کنسرت گروه رها

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

به تمامی تک تک شما عزیزان اعیاد ماه شعبان را تبریک میگم و امیدورام هر روز شما هنر دوستان عید باشد.

کنسرت گروه موسیقی ایرانی رها به خوانندگی سبحان مهدی پور و آهنگسازی و سرپرستی مهدی تیموری ۱۶ و ۱۷ تیر ماه در سالن استاد صابر اداره ارشاد شهرستان کرج برگزار شد.

این کنسرت با پایبندی به سنت تاخیر در اجرا با ۳۰ دقیقه تاخیر در ساعت ۲۰:۳۰ شروع شد.

از لحاظ صحنه آرایی خیلی خیلی ضعیف صحنه آرایی انجام شده بود یک میز رنگ و رو رفته چوبی سمت راست سن جلوی دید بود و روی سن هم پر از گرد و خاک!

ولی از لحاظ آهنگسازی و گروه نوازی و اجرا کار خیلی خیلی خوب بود مخصوصا قطعه رها و قطعه بداهه نوازی سنتور که واقعا عالی بود.

البته در حین اجرا نا هماهنگی های بخش اتاق فرمان خیلی اذیت کننده بود چند بار نور سالنن را قطع کردند و یک بار هم در حین اجرای تصنیف میکروفن خواننده قطع شد و ...

اسامی اعضای گروه رها

مهدی تیموری نوازنده نی و آهنگساز و سرپرست

میر سعید حسینی پناه نوازنده سنتور

مهدی لطفی نوازنده بم تار

مهدی محمود آبادی تار

بابک میرزایی عود

فرزانه فروزش مراژ

مهدی نبوی کمانچه

سپهر حسن خانی قیچک

پوریا خورشیدی کوبه ای

سهیل سعادت دف

مهران فلاحی تار (البته آقای فلاحی در حین اجرا رفتارهایی از خود نشان دادند که اصلا در شان یک نوازنده نبود)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 10:21  توسط رهی واحدنژاد  | 

نخستین بازنشر گفت‌وگو با «عبدالله دوامی» پس از ۳۴ سال

استاد دوامی : شجریان در دانستن ردیف سرآمد دیگران است.

       یکی از علاقه‌ها و سرگرمی‌هایم جست‌وجو میان کتاب‌های دست‌دوم است. حوالی انقلاب چند کتاب‌‌فروشی دست‌دوم‌فروش هست که کتاب‌های بسیار نفیسی از آنها خریده‌ام، مثلا سال‌ها پیش «احادیث و قصص مثنوی» تالیف فروزانفر را که به شدت نایاب بود از همین دست‌دوم‌فروشی‌ها خریدم یا یک دوره‌ی کامل آثار «عزیر نسین» یا بسیاری کتاب دیگر به ویژه‌ی کتاب‌های سیاسی قبل از انقلاب.

      این کتاب‌فروشی‌ها اغلب فقط کتاب کهنه و دست‌دوم دارند و کمتر پیش می‌آید که مجله‌های قدیمی را برای فروش روی پیش‌خوان بگذارند. اما جایی را حوالی میدان فردوسی می‌شناسم که خریدار مجله‌های قدیمی است و هر وقت مجله‌ی قدیمی به ویژه مجله‌های فکاهی به دست‌اش می‌رسد لطف می‌کند تماس می‌گیرد تا بروم مجله‌ها را گران‌تر از بقیه بخرم.
      یک ماه پیش از حوالی دکان‌اش رد می‌شدم، سری به پیرمرد زدم ببینم چیز به درد بخوری دارد یا نه؟ داشت، خوب هم داشت، آن روز شانس یارم بود و یک دوره‌ای سالم و صحافی شده از ماهنامه‌ی «بنیاد» (سال اول، از شماره‌ی ۱ تا ۱۳) را به قیمت ده هزار تومان خریدم.
در «بنیاد» شماره‌ی نهم، (آذر ماه سال ۱۳۵۶) گفت‌وگویی هست با زنده یاد «عبدالله دوامی» که خانم «سیما تقوی» انجام داده است. این گفت‌وگو بعد از ۳۴ سال شاید برای نخستین‌بار (دست‌کم در اینترنت) در این وبلاگ منتشر می‌شود که امیدوارم مورد توجه دوست‌داران استاد دوامی و موسیقی ایرانی قرار بگیرد. استاد دوامی در این گفت‌وگو به موارد مهمی درباره‌ی موسیقی اشاره می‌کند و نظر صریحی درباره‌ی خوانندگان نام‌آشنای آن روزگار و تاریخ آواز ایرانی می‌دهد که خواندنی است.

سعی کرده‌ام کمترین تغییر را در رسم‌الخط و زبان گفت‌وگو بدهم. اضافه کردن نام خانم تقوی و استاد دوامی در گفت‌وگو از من است تا حین خواندن سردرگم نشوید:

تقوی: «عبدالله دوامی» خواننده‌ای که دارد از یاد می‌رود، با تمام کهولتش همچنان شیفته‌ی موسیقی ایرانی است، دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به روانی می‌شناسد، همچون گلستان و دیوان شمس. استاد دوامی گرچه برای نسل کنونی یحتمل ناشناس است. اما شیفتگان موسیقی ایرانی او و صدایش را به خوبی می‌شناسند و در یاد دارند و می‌دانند که دوامی برکت موسیقی ایرانی است.

در خانه کوچک‌اش در یکی از نقاط دور افتاده‌ی شمیران به دیدارش می‌روم، عبایی بر دوش و تسبیحی در دست دارد، تازه از نماز فارغ شده است به محض ورودم با وارستگی از روی تشکچه‌ای که بر آن نشسته برمی‌خیزد و خوش‌آمد می‌گوید. چند لحظه سکوت و بعد بی آنکه سوالی کرده باشم خود لب به سخن می‌گشاید. گوئی برای خود حرف می‌زند.

دوامی: مسقط‌الراس من تفرش است. البته ده «طا» یکی از قراء تفرش و من هشتاد و شش سال قبل در آنجا به دنیا آمدم. در کودکی نزد ملای ده قرآن و گلستان را فرا گرفتم. از همان دوران بود که ذوق به یادگیری موسیقی، به خصوص آواز در من پی‌ریزی شد، پنهان و آشکار می‌خواندم. از قضا از صدای خوبی هم برخودار بودم. دامادمان «یحیی خان قوام الدوله»‌ای (مرحوم پدر شاپورحاتمی) استاد تار و از شاگردان «میرزا حسینقلی‌خان» در برانگیختن و بارورساختن ذوق به موسیقی در من، اثر زیاد گذاشت، دیگر فکر و ذکرم آواز شده بود تا آنجا که از خانواده طرد شدم و ناچار ترک دیار کردم. آن روزگار ساززنی و آوازخوانی حرفه‌ای شنیع به حساب می‌آمد و سازندگان و نوازندگان را عمله‌جات طرب می‌گفتند، پانزده ساله بودم که راهی تهران شدم. تا بیست سالگی در مدرسه‌ی تربیت درس خواندم و صرف و نحو آموختم. پس از گرفتن دیپلم به استخدام اداره پست درآمدم و اما آغاز کار هنری من از اینجا شروع شد، در زمان تحصیل چهارده پانزده ساله بودم که شبی به منزل «مجدالممالک» میهمان شدم. در آن مجلس آواز خواندم. از قضا «علی خان نایب السطنه» که از خوانندگان مشهور زمان بود در آنجا حضور داشت، «علی‌خان» مرا بسیار تشویق کرد، و من که از عشق آموختن موسیقی سرشار بودم نزد وی و «سید عزیز الله ملک» (از روضه خوان‌های زمان) ردیف و آواز را فرا گرفتم. این را هم اضافه کنم، در آن زمان روضه‌خوان‌ها غالبا آوازخوان بودند، و بر رموز و فنون آواز کم و بیش اطلاع داشتند، بار دیگر بخت با من یار شد و در محفلی آشنایی با دو تن از استادان موسیقی «درویش خان» و «میرزا حسینقلی خان» دست داد. «درویش خان» که سخت تحت تاثیر صدایم قرار گرفته بود، برای پرکردن صفحه مرا به برلین دعوت کرد. این دعوت شوق زیادی در من برانگیخت، به این منظور از اداره‌ی پست تقاضای مرخصی کردم، اداره‌ی پست که این کار را مغایر شئون خود می‌دانست نه تنها موافقت نکرد، بلکه به خدمتم در آن سازمان خاتمه داد. با این همه از پا نایستادم و به اتفاق «اقبال السطان طاهرزاده»، «باقرخان» و «مشیر همایون» عازم اروپا شدم. آن موقع سال ۱۹۱۴ بود، اروپا در آتش جنگ می‌سوخت، به تفلیس که رسیدیم از برلین تلگرافی به این متن دریافت داشتیم: «از ادامه‌ی سفر خودداری  و سفرتان را در تفلیس متوقف کنید». در تفلیس هر کدام چند صفحه پر کردیم و راهی تهران شدیم و قرار شد کپی صفحه‌ها به تهران فرستاده شود که نشد، به سبب اوضاع مغشوش ناشی از جنگ همه از بین رفت و به تهران نرسید. در بازگشت به استخدام اداره‌ی مالیه درآمدم و هم اکنون هم بازنشته‌ی وزارت مالیه هستم.

تقوی: در اینجا استاد مکث می‌کند و چشمان کم‌رمقش را به گل‌های قالی می‌دوزد کسی نمی‌داند شاید به گذشته می‌اندیشد و خاطراتی که اینک در ذهنش نشسته و یادآور روزگار پرتوان او است، اکنون استاد تمام وقت در خانه است و جز هفته‌ای دو روز که معدود شاگردانش در مکتب‌اش تلمذ می‌کنند بقیه‌ی اوقات را به کتاب‌خوانی و استراحت و یا نیایش حق می پردازد. تنها مونس‌اش همسرش است و به قول خودش اگر حالی باشد نواختن سه تاری که قدمتش به هفتاد سال می‌رسد دیگر از سرگرمی‌های اوست.
شش هفت ماه قبل من استاد را موقع تعلیم در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ملی در جمع شاگردانش دیده بودم. شاگردان قدرشناسی که حضور استاد را مغتنم می‌شمردند. استاد با صدایی کوتاه و لرزنده می‌خواند و شاگردان دنباله روی می‌کردند، حتی زیر و بم ساز هم به راهنمایی استاد نواخته می‌شد و …. اینک شش ماهی است که توان رفتن و آموختن را ندارد. نه به آنجا می‌رود و نه به مکتب صبا، هر که مشتاق هنر آموزیست راه را بر خود هموار می‌کند و به دیدارش می‌رود.
در ضمن گفته‌های استاد شنیدم که وی ردیف را رکن اصلی آواز می‌داند و معتقد است که آوازه‌خوان واقعی کسی است که ردیف‌شناس هم باشد، به همین مناسبت از استاد می‌پرسم:
راستی ردیف چیست؟ ردیف‌های ما در موسیقی ایرانی کدامند همین طور دستگاه‌ها و گوشه‌ها؟

دوامی: ردیف معانی مختلفی دارد. به روایت یکی از استادان قدیم موسیقی، مجموعه‌ی دستگاه‌های موسیقی سنتی را ردیف می‌گویند، و گوشه، ملودی‌ها، و آهنگ‌های آن است که از استادان گذشته‌ی شفاهی و سینه به سینه به ما منتقل شده است. بنا بر این در ساز و آواز هر آهنگی نمی‌تواند گوشه باشد. از مجموعه‌ی چند گوشه که با هم نزدیکی دارند و به دنبال هم اجرا می‌شوند دستگاه بوجود می‌آید، در واقع دستگاه به منزله کلکسیون خصوصی و ردیف به مانند کلکسیون عمومی است.
آواز نیز به مانند دستگاه مجموعه‌ای است از گوشه‌ها با دو تفاوت کوچک یک آن که مختصرتر از دستگاه است و دیگر آن که مستقل نبوده و از دستگاه‌ها منشعب می‌شود، موسیقی ما هفت دستگاه با پنج آواز مستقل دارد که «همایون»، «ماهور»، «شور»، «نوا»، «سه گاه»، «چهار گاه»، و «راست پنجگاه» است. هر یک از این دستگاه‌ها آوازها و گوشه‌های مختلف دارند.
این را هم بگویم چون در گذشته ایران امپراطوری بزرگی بود که با ملل دیگر ارتباط داشت، بسیاری از ردیف‌ها و آهنگ‌های ما ره‌آورد آن ملت‌ها است که به مرور به خود شکل ایرانی گرفته است  مثلا «همایون» از رم، «ماهور» از انگلستان و فرانسه و آلمان، «سه گاه» از ترکیه، «نوا» از هند و «ابوعطا» از ممالک عرب متاثر است.
در این میان تنها «شور» و «شهناز» و «چهار گاه» است که اصالت ایرانی دارد و از روزگار ساسانی باقی مانده است.

تقوی: چنان پرشور حرف می‌زند که انگار موسیقی در وجودش عجین شده است،‌ واقعیت هم همین است چون می‌گوید:

دوامی: از هشتاد و شش سالی که از عمرم گذشته چهل سالش را در فراگیری دستگاه‌های موسیقی و ردیف گذراندم می‌دانید که این کار دشواری است. شاید هم دشواری آن است که هنرمندان کمتر به سراغش می‌روند تازه اگر هم بروند نیمه‌کاره رهایش می‌کنند.

تقوی: در اینجا با لحنی صادقانه همسرش را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید:

دوامی: شاید خواست خدا بود که برای بقای این میراث هنری من تا به حال زنده بمانم  و آن را به دیگران منتقل کنم.

تقوی: اگر پی‌گیری و یادگیری موسیقی ایرانی این همه فرصت و حوصله می‌خواهد، پس برای بقای موسیقی اصیل‌مان چه باید کرد؟ و چطور می‌توان به مفهوم واقعی هنرمند پرورش کرد؟

دوامی: هیچ راهی ندارد جز این که اول عاشق این هنر بود، آن را وسیله پول سازی قرار نداد و بعد هم آن قدر کار کرد تا سرآمد شد. الان بیشتر هنرمندان ما مثل «ایرج»، «هایده» و «حمیرا» با این که صدای خوبی دارند آواز را کلیشه‌وار، یعنی طوطی‌وار و غیرعلمی می‌خوانند، اینها ترانه‌خوان‌های خوبی هستند نه آوازخوان.

تقوی: ترانه‌های ما بیشتر آه است و ناله و صحبت از بی‌وفائی‌ها. راستی چرا؟ چرا موسیقی ما به جای شادی‌آفرینی این همه غم‌انگیز است؟

دوامی: غم‌انگیز نیست، غم‌انگیزش می‌خوانند، به جز چند دستگاه، بقیه خیلی هم حماسی است. به عنوان مثال «ماهور»، «نوا» و «راست پنجگاه» حماسی‌اند و باید حماسی هم خوانده شوند. حال اگر دستگاههایی مثل «شور» و «دشتی» ‌به قول شما غم‌انگیز است دلیلش این است که این دستگاه‌ها از روضه‌خوان‌ها و تعزینه‌خوان‌های قدیم گرفته شده به همین جهت خواه ناخواه از حزنی که در روضه و مرثیه است متأثر است. ضمنا این را هم بگویم که تاثیر موسیقی در همه آدم‌ها یکسان نیست، این بیشتر به درک و سابقه ذهنی ما بستگی دارد.

تقوی: در خلال گفته‌هایتان به تعزیه اشاره کردید و این که تعزیه‌خوان‌ها و روضه‌خوان‌های قدیم ماخذ و مرجع این میراث هنری بوده‌اند. ممکن است از آنهایی که دراین زمینه خدمت کرده‌اند نام ببرید. ضمنا بفرمائید نحوه‌ی تعلیم آنها چگونه بود؟

دوامی: از اساتیدی که در تعزیه کار می‌کردند، یکی «آسید احمدخان ساوجی» بود، دیگر «ابوالحسن خان اقبال آذر» که چندی پیش مرحوم شد. بعد «سید قراب» جد قراب‌هایی که نواده‌هایش الان ضرب و تار می‌زنند . دیگر از تعزینه‌خوان‌هایی که تعزیه را اداره می‌کرد و تعلیم آواز می‌داد، «معین الکتاب» بود. «معین الکتاب» مثل «قراب» و «آسید احمدخان ساوجی» بچه‌ها را از ولایت می‌آورد و برای تعزیه‌خوانی تربیت می‌کرد. بعضی روضه‌خوا‌‌ن‌ها هم تعلیم آواز می‌دادند. «ملک‌الذاکرین» (پدر مرحوم ملک‌پور) «ناصرالذاکرین»، «مجد‌الذاکرین» و «سراج الذاکرین» از روضه‌خوان‌های زمان قاجار، از آن جمله‌اند. بعد عده‌ای از اساتید به جمع‌آوری و تنظیم اصول آواز پرداختند تا به صورت کنونی درآمد. البته در این تنظیم هر کسی از ذوق و سلیقه‌ی خودش استفاده کرده است.

تقوی:  با بلبشوی عجیبی که الان در موسیقی ما به چشم می‌خورد برای پایداری موسیقی سنتی چه تجویز می‌کنید؟

دوامی: چاره‌ای نیست جز این که مکتبی باز کرد و موسیقی را به طور علمی به علاقمندان تعلیم داد و آن را از حالت ضدعلمی بیرون آورد. در اینجا رادیو تلویزیون در انتخاب خواننده وظیفه خطیری بر عهده دارد. منظور آن است که رادیو تلویزیون باید از خوانندگانی استفاده کند که گواهی موسیقی داشته باشند و موسیقی را به طریق علمی بخوانند چرا که برای خوانندگی«صدای» تنها کافی نیست.

تقوی: از یکی از رهروان‌تان در موسیقی شنیدم که ردیف را در موسیقی ایرانی شما ابداع کرده‌اید. آیا این خبر صحت دارد؟

دوامی: در گذشته جائی نبود که خواننده تعلیم بگیرد. خواننده‌ها آواز را در مجالس و دهان به دهان یاد می‌گرفتند. مثلا خود من ابتدا در مجالس و دهان به دهان فرا گرفتم، بعد پیش «علی خان» به طور علمی تعلیم گرفتم. ردیفی که الان هست بنده ابداع نکرده‌ام، از قبل هم وجود داشت، منتها من از نشست و برخاست با اساتید هنر آن را با سلیقه خود تنظیم و ترکیب کردم.

تقوی: آیا ساز هم ردیف دارد یا صرفا ردیف مربوط به آواز است؟

دوامی: ساز هم ردیف دارد منتها ردیف آواز با ساز فرق می‌کند. ردیف آواز به واسطه شعر و تحریر گذاشتن کلام بروی آهنگ مفصل‌تر است . در حالی که در ساز بیشتر تکرار است.

تقوی: باتوجه به آمیختگی موسیقی ما با موسیقی مغرب زمین به نظر استاد این آمیختگی لطمه‌ای به موسیقی سنتی‌مان وارد نمی‌کند؟

دوامی: خیر. چون این آمیزش علمی نیست. در این حرفی نیست که موسیقی ما به این شکل هرج و مرج باقی نمی‌ماند. مسلما بهتر خواهد شد، چون آواز ما ضربی ( موزون ) است. امیدوارم آهنگ‌هایی که از این پس ساخته می‌شوند علمی و از روی نت باشد. این را هم اضافه کنم که در عالم همه چیز ضربی است، یعنی ریتم دارد، «ابوعلی‌سینا» می‌گفت: «طب هم موسیقی است، چون نبض را که می‌گیرند ضربان دارد. اگر با ریتم بزند فرد سالم است و گر نه مریض».

تقوی: راجع به تاثیر شعر بر موسیقی چه نظری دارید؟ آیا شعر و موسیقی با یکدیگر قرابت دارند؟ و اگر دارند قرابت‌شان در چه حد است‌؟

دوامی: موسیقی بدون شعر عاری از لطف است در این باب ادبای سابق بحث‌ها کرده‌اند. «براون» در یکی از نوشته‌هایش از زبان یکی از رجال معروفی که صدراعظم بود نقل می‌کند یکی از شعرا را با یکی از خوانندگان در این زمینه بحث افتاد. ماحصل این بحث که به طور نظم در کتاب «براون» آمده چنین است: «شاعر می‌گوید اگر شعر من نباشد صدای تو ارزش ندارد و خواننده پاسخ می‌دهد اگر موسیقی نباشد. صدای تو عاری از لطف است، بالاخره وزیر می‌گوید که شعر و موسیقی خواهر و برادر و لازم و ملزومند، هیچکدام بدون دیگری مقدور نیست.

تقوی: حال کمی هم از شاگردانتان بگویید. از آنها که دشواری آموختن را برخود هموار کرده‌اند و مورد تائیدتان هستند؟

دوامی: مرضیه، استاد صبا، خاطره پروانه، الهه، غزاله و فاخره صبا، پریسا، شجریان، پایور، کریمی و لطفی از شاگردان من بودند. شجریان که هنوز هم گهگاهی به نزدم می‌آید، در دانستن ردیف از دیگران سرآمد است.

تقوی: دوامی با نگرش و شناختی که در موسیقی دارد از استادان موسیقی غافل نمی‌ماند و در لابلای حرف‌هایش از آنان یادی به میان می‌آورد و می‌گوید:

دوامی: استاد «عبادی»، «شهنازی» و «برومند» از نوازندگان بسیار نادرند. حالا کو تا کسی به پایشان برسد. «ایرج» و «قوامی» هم صدای خوبی دارند، ولی حیف که ردیف نمی‌دانند.(منبع : سایت عبید شاکی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 21:36  توسط رهی واحدنژاد  | 

جشن سه سالگی هزار گلخانه آواز

سلام سلام سلام خدمت همه شما دوستان عزیز

و یک سلام ویژه خدمت صاحب اصلی این وبلاگ استاد شجریان یا به قول استاد مرحوم مشکاتیان "پهلوان آواز ایران"

خوبین؟

تمامی اعیاد رجب را خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض می کنم.

هزار گلخانه آواز سه ساله شد.

توی این سه سال روز های خوبی داشت مثل استقلال هنری همایون شجریان یا به دنیا اومدن خواهر زادم و روزهای خیلی خیلی تلخ هم بود مثل فوت مادرم فوت استاد مشکاتیان استاد پایور و یا به نوعی ممنوع الصدا شدن استاد شجریان.

امیدوارم در روزهای پیش رو تمامی اتفاقات خوب و خوش باشه و دیگه روز تلخ نداشته باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 21:12  توسط رهی واحدنژاد  | 

کنسرت بزرگ گروه رها

سلام

کنسرت بزرگ گروه رها با صدای سبحان مهدی پور ۱۶ و ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۰ در استان البرز کرج برگزار می شود.

در زیر ۲ قطعه از صدای سبحان مهدی پور را قرار دادم که دانلود کنید و از صدای دلنشینش لذت ببرید

شماره تلفن آموزشگاه آوای دل ۴۴۳۷۰۸۲

آواز

تصنیف

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 22:39  توسط رهی واحدنژاد  | 

برگزاری اولین نمایشگاه سازهای استاد شجریان

شرکت فرهنگی و هنری دل آواز برگزار می‌نماید:

اولین نمایشگاه سنتورها و سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان از ۱۹ لغایت ۲۳ اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و نود در تالار بهار خانه هنرمندان واقع در خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی (فرصت) باغ هنر
علاقه مندان می‌توانند در روزهای اعلام شده صبح‌ها از ساعت ۱۰ الی ۱۳ و بعد از ظهر ها از ساعت ۱۴ الی ۲۰ جهت بازدید حضور به هم رسانند.
روابط عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:24  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی آلبوم یاد باد سیامک آقایی

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

چه خبرا

با تاخیر یک ماهه سال نو مبارک ایشالا سال خیلی خیلی خیلی خوبی برای همه باشه.

اولین پست امسال را میخوام اختصاص بدم به معرفی یکی از زیباترین آلبوم های چند سال اخیر موسیقی ایران آلبوم "یاد باد" با سنتور نوازی سیامک آقایی و آواز سالار عقیلی و تمبک پدرام خاور زمینی.

آلبوم ياد باد                      آلبوم ياد باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمیدونم در مورد زیبایی این اثر چی بنویسم فقط میتونم بگم اگه دنبال یک موسیقی از هر لحاظ چه نوازندگی چه آواز چه تصویر و صدا برداری و .... کامل می گردین نمونه بارزش همین آلبومه واقعا زیباست امیدوارم از خریدن و دیدنش لذت ببرین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:34  توسط رهی واحدنژاد  | 

پیام شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان

در آخرین روز سال ۱۳۸۹، سایت شرکت فرهنگی هنری «دل‌آواز» پیام شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان به دوست‌دارانش را در قالب یک ویدیوی کوتاه منتشر کرده است. این کلیپ ویدیویی در سایت www.shajarian.eu قرار گرفته است. در ادامه می‌توانید این کلیپ را دانلود کنید یا متن پیام استاد را بخوانید.


| دانــلــود |
مدت زمان: ۱:۵۴
حجم فایل: ۳.۰۱ مگابایت

با سلام و درود

سال نو را به یکایک شما عزیزان هم‌وطنم شادباش عرض می‌کنم. آرزوی سالی سرشار از نشاط و شادی و تندرستی، و سرفرازی در پیکار زندگی دارم.

سالی که گذشت کلیه‌ی ارتباطات من با شما قطع بود و شایعه‌ی در وطن نبودنم دهان به دهان می‌گشت؛ در حالی‌که من همچنان در تهران بودم و به ادامه‌ی کارهای هنری و آموزشی و تحقیقاتی مشغول بودم. افتخار من همیشه این بوده و هست [که] از تبار مردمانی بوده‌ام که با وجدان بیدار و کنجکاوی ذاتی و هوش سرشار، ارزش‌های سرزمینش را پاسداری کرده و نگه داشته؛ و از دم طوفان‌های ویرانگر تاریخ، زبان و آداب و ملیت و آیینش را با حماسه‌ی صبر و مقاومت نجات بخشیده. و با همه‌ی گونه‌گونی زبان و آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی باز با هم‌دلی و در با هم‌فهمی در کنار هم برادرانه زیسته است؛ و امیدوارم همیشه چنان باشد.

همه‌تان را دوست دارم. پایدار و سرفراز و برقرار باشید.

عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 18:53  توسط رهی واحدنژاد  | 

سرو نامه

سلام سلام سلام

خوبين؟

خوشين؟

به لطف خدا اولين مجموعه شعرم با نام ”سرو نامه” منتشر شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 22:56  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی ردیف های آوازی رسوای دل

سلام سلام سلام

خوبین؟

سلامتین؟

پوزش برای تاخیر در ارسال مطالب

پیشاپیش فرا رسیدن سال ۱۳۹۰ را به تمامی شما عزیزان تبریک میگم امیدوارم سال جدید سال خیلی خیلی خوبی برای شما باشه.

در این پست به معرفی ردیف های آوازی رسوای دل می پردازم . نوازنده سنتور این آلبوم آقای جواد بطحایی است که استاد خودم نیز هست.

گروه آوا اجرای دبیرسواي دل

داریوش پیرنیاکان: تار

جمشید عندلیبی: نی

محمد فیروزی: بربط

سعید فرجپوری: کمانچه

جواد بطحایی: سنتور

همایون شجریان: تنبک

سال اجرا: ۱۳۷۵

سال انتشار: ۱۳۷۶

 

۱ جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال

شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

درآمد سه گاه

۲ دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل

پیام ما که رساند؟ مگر نسیم شمال

مویه

۳ تو بر کنار فراتی ندانی این معنی

به راه بادیه دانند قدر آب زلال

زابل

۴ اگر مراد نصیحت کنان ما این است

که ترک دوست بگویم تصوری است محال

مویه

۵ به خاک پای تو داند که تا سرم نرود

ز سر به در نرود همچنان امید وصال

جمله اول رضوی

۶ حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری

به دیده ی خونین نبشته صورت حال

جمله دوم رضوی

۷ سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست

که ذکر دوست نیار به هیچ گونه ملال

مویه فرود

سعدی دیوان اشعر غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف

 

۱ بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی دانم

که شادی در همه عالم از این خوش تر نمی دانم

مخالف سه گاه

۲ گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم

ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمی دانم

مخالف سه گاه

۳ ز بس که اندر غم عشق تو از پای آمدم تا سر

چنان بی پا و سر گشتم که پای از سر نمی دانم

مخالف سه گاه

۴ به هر راهی که دانستم فرو رفتم به کوی تو

کنون عاجز فرو ماندم رهی دیگر نمی دانم

نیشابورک

۵ دلی که او بود و همدردم چنان گم گشت در دلبر

که بسیاری نظر کردم دل از دلبر نمی دانم

مخالف سه گاه فرود

عطار دیوان اشعار غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

بحر: هزج مثمن سالم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 19:30  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی ردیف های آوازی یاد ایام

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

امیدوارم که ایام همه شما عزیزان به کام باشه.

بعد از مدتها دوباره با معرفی ردیفهای یکی دیگر از ردیفهای آوازی استاد شجریان در خدمتتان هستم.

امیدوارم که مفید باشه.

 

یاد ایامياد ايام

تار: داریوش پیرنیاکان

نی: جمشید عندلیبی

تنبک: همایون شجریان

سال اجرا: ۱۳۷۱

سال انتشار: ۱۳۷۴

 

۱ دوش می آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود

درآمد شور

۲ رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی

جامه یی بود که بر قامت او دوخته بود

جمله اول رضوی

۴ جان عشاق سپند رخ خود می دانست

و آتش چهره بدین کار برافروخته بود

عاشق کش و تحریر نغمه

۳و۵ گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

۳ جمله دوم رضوی ۵ سلمک

۷ کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل

در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

رضوی و تحریر جواد خانی

۶ دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت

الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

قرچه

۸ یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

حسینی

۹ گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود

فرود

حافظ غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

بحر: رمل مثمن مفبون محذوف

 

۱ به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا که ز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم

عاشق کش

۲ الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

عاشق کش

۳ جهان پیر است بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد

که کرد افسوس و نیرنگش ملول از جان شیرینم

عاشق کش

۴ اگر بر جان غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

عاشق کش

حافظ غزلیات

مشخصات عروضی:

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

بحر: هزج مثمن سالم

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:31  توسط رهی واحدنژاد  | 

تقديم به استاد عزيزم محمدرضا شجريان

سلام سلام سلام

خوبين؟

خوشين؟

چه خبرا؟

نوشته زير را اگه ضعيفه به بزرگي خودتون ببخشيد فقط چون از دلم گذشت سريع نوشتم و تقديمش مي كنم به كسي كه معني عشق و زندگي را به من آموخت كسي كه به معناي واقعي خودش را وقف ايران و ايراني كرد استاد محمدرضا شجريان اميدوارم استاد سالهاي سال زنده باشي و سلامت.


چه بخواهي چه نخواهي ما عاشقت شديم

  محو آن صداي دردانه ات شديم

ساقي تويي و ما مست ميكده

  عمريست كه ما طالب پيمانه ات شديم

رهي واحدنژاد (سرو)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 22:8  توسط رهی واحدنژاد  | 

صد افسوس!!!!

خبرگزاری فارس، سروده امیرعاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.



در مقدمه این شعر آمده است:

«در پاسخ به منافقانی که می‌خواهند با صدای سوخته‌ شجریان ، مردم ایران را تحقیر ‌کنند؛

مردمی که سرافراز و عاشقند مردمی که از جنس شقایقند.»



گم شدی آوازه خوان پیر ما *** گم شدی آخر به زیر دست و پا

کرد بیگانه تو را ابزار خویش *** خود شدی تا نور حق دیوار خویش

ربنایت چون خودت از یاد رفت *** خیل شاگردان، هلا! استاد رفت

رفته‌ای از پیش ماها دور حیف *** در سر پیری شدی مغرور حیف

مطرب عهد شبابم بوده‌ای *** مزه نان و کبابم بوده‌ای

خوب می‌خواندی صدایت خوب بود *** بعد تاج اصفهان مطلوب بود

می‏زدی چه چه برای شیخ و شاب *** با نوای تار و تنبور و رباب

هست ساز اینک ولی آواز نیست *** یک در گوشی به سویت باز نیست

تا نپیوندی عزیزم بر زوال *** کاشکی بودی مرید اعتدال

مکر آمریکا تو را منفور کرد *** زرق و برق غرب چشمت کور کرد

چونکه پیراهن دو تا شد بد شدی *** مثل آن مطرب که بد می‌زد شدی

«سایه»ات فرموده بود آوازه‌خوان *** که مرید پیردل باش و بمان

لیک ‌ای مطرب دریغا که غرور *** کرد از مردم تو را صد سال دور

وقت پیری ناز کردی با همه *** ناز را آغاز کردی با همه

ناز کم کن سوی ملت باز گرد*** کم بگو از یأس ای استاد زرد


واقعا كه نميدونم چي بايد بگم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 22:1  توسط رهی واحدنژاد  | 

معرفی ردیف های آواز آلبوم بیداد

سلام

خوب هستید

از این که به این وبلاگ سر زدید کمال تشکر را دارم.

چند نکته بود که می خواستم خدمت شما سروران عزیز عرض کنم:

1-      در مورد خودم من رهی واحدنژاد متولد 66 دانشجوی نرم افزار کامپیوتر عاشق خود استاد و صدای آسمانیش و هنرجوی ساز سه تار و خاک پای شما عزیزان.

2-      سیاست من در این وبلاگ این است که یک مرجعی از زندگینامه و عقاید و ردیف های آوازی آلبوم های استاد شجریان را آماده کنم.

3-      و از شما عزیزان درخواست کمک و همیاری در این راه دارم که با نظرات خودتون این حقیر را می توانید راهنمایی کنید.

4-      در ادامه مطلب می توانید  معرفی ردیف های آوازی آلبوم بیداد را مطالعه نمایید.

 

با تشکر

رهی واحدنژاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 19:10  توسط رهی واحدنژاد  | 

موفقیت در اهدف وبلاگ

سلام سلام سلام

خوبین؟

خوشین؟

پیشاپیش فرا رسیدن عید غدیر را تبریک عرض می کنم.

بریم سر اصل مطلب

بزرگترین هدف من توی این وبلاگ تبدیک شدن این وب به یک مرجعی برای ردیفهای آوازی استاد شجریان بشه که به لطف خدا و شما دوستان عزیز و همت خودم به این مهم رسیدم.

جا داره در این پست از همه دوستانی که توی این راه من را کمک کردن تشکر کنم به ویژه دوستان گلی چون سهند سلطاندوست محمد جواد صحافی کسری وحیدی خانم بانو خانم فرحناز کامران حدادی وب سایت شجریانی ها متولدین ۱۲مرداد و وجود نازنین استاد شجریان که عشق استاد دلگرمی زیادی بهم میداد تا بتونم با سختی ها کنار بیام و تمامی کسانی که در این راه کمکم کردند و اگر کسی بود از یادم رفته اسم ببرم به بزرگواری خودش ببخشه.

پست های وبلاگ را توی گوگل سرچ کردم که نتایج به شرح زیر است(البته این آلبوم ها همه آلبوم های استاد نیست آلبوم هایی است که من فعلا توی این وب قرار دادم و در آینده به این لیست دوباره اضافه خواهد شد):

۱. جستجو با نام استاد شجریان در گوگل این وب به عنوان لینک ۹ قرار گرفت.

۲. جستجو با آلبوم بیداد: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم بیداد لینک ۱.

۳. جستجو با آلبوم شب سکوت کویر: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم شب سکوت کویر لینک ۱.

۴. جستجو با آلبوم دلشدگان: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم دلشدگان لینک ۱.

۵. جستجو با آلبوم بوی باران: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم بوی باران لینک ۱.

۶. جستجو با آلبوم آستان جانان: لینک ۲ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم آستان جانان لینک ۱.

۷. جستجو با آلبوم دود عود: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم دود عود لینک ۱.

۸. جستجو با آلبوم راست پنجگاه: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم راست پنجگاه لینک ۱.

۹. جستجو با آلبوم نوا (مرکب خوانی): لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم نوا (مرکب خوانی) لینک ۱.

۱۰. جستجو با آلبوم در خیال: لینک ۶ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم در خیال لینک ۱.

۱۱. جستجو با آلبوم بی تو بسر نمی شود: لینک ۷ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم بی تو بسر نمی شود لینک ۱.

۱۲. جستجو با آلبوم سپیده: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم سپیده لینک ۱.

۱۳. جستجو با آلبوم عشق داند: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم عشق داند لینک ۱.

۱۴. جستجو با آلبوم سرو چمان: لینک ۵ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم سرو چمان لینک ۱.

۱۵. جستجو با آلبوم سر عشق: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم سر عشق لینک ۱.

۱۶. جستجو با آلبوم فریاد: لینک ۶ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم فریاد لینک ۱.

۱۷. جستجو با آلبوم گنبد مینا: لینک ۱ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم گنبد مینا لینک ۱.

۱۸. جستجو با آلبوم جان عشاق: لینک ۲ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم جان عشاق لینک ۱.

۱۹. جستجو با آلبوم قاصدک: لینک ۴ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم قاصدک لینک ۱.

۲۰. جستجو با آلبوم چشمه نوش: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم چشمه نوش لینک ۱.

۲۱. جستجو با آلبوم آسمان عشق: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم آسمان عشق لینک ۱.

۲۲. جستجو با آلبوم معمای هستی: لینک ۹ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم معمای هستی لینک ۱.

۲۳. جستجو با آلبوم دستان: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم دستان لینک ۱.

۲۴. جستجو با آلبوم دل مجنون: لینک - و جستجو با ردیف آوازی آلبوم دل مجنون لینک -.

۲۵. جستجو با آلبوم همایون مثنوی: لینک ۳ و جستجو با ردیف آوازی آلبوم همایون مثنوی لینک ۱.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 0:13  توسط رهی واحدنژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر